
جلسه ۲۲
المرحلة الأولى في الوجود و أقسامه الأولية و فیها مناهج؛ الأول في أحوال نفس الوجود؛ فصل (1) في موضوعيته للعلم الإلهي و أولية ارتسامه في النفس
جلسه ۲۲
5در هر صورت وقتی که ما عرض را بشرطلا اخذ کنیم، مقوله در مقابل جوهر خواهد شد؛ منتها این احوالی که ما بر این عرض حمل میکنیم، بهلحاظ عروضش بر موضوع است، اما خود این کم بهتنهایی یا کیف بهتنهایی در اینجا احوالی ندارند؛ یعنی در اینجا تمام احوالشان بهلحاظ عروضشان بر موضوع اخذ شده است، مثلاً استقامت، انحنا، تسطیح و تمام این مسائلی که عارض بر خط میشود، به شرط عروض بر این موضوع است، یا مثلاً تحیز و زمان و امثالذلک بهلحاظ انتساب با جسم لحاظ میشوند؛ اما اگر شما بخواهید خود زمان را بهتنهایی در نظر بگیرید، هیچ حالی بر آن حمل نمیشود، چون زمان در اینجا مقولۀ لابشرطی است و فقط یک وجود ذهنی دارد که بهلحاظ تعلقش به یک امر خارجی که یک وجود خارجی است، تدرج در آن حاصل شده است. در آنجا است که اتصال و آنات پیدا میشود و این انقضا و انصرامی که در زمان وجود دارد، بهلحاظ تعلقش به یک موضوع خارجی است، اما خود زمان و مکان اصلاً وجودی ندارند تا شما بتوانید آنها را در نظر بگیرید.
پس در اینجا دو لحاظ داریم: یکی اینکه خود زمان را صرف نظر از تعلقش به یک موضوع خاص در نظر بگیریم، که این مقولهای در مقابل جوهر میشود، یعنی آن عرض را بشرطلا اخذ میکنیم و یک جوهر را در نظر میگیریم که آن جوهر میتواند ظرف عروض این موضوع باشد؛ اما یکوقت یک عرض را در نظر میگیریم که این عرض میتواند عارض بر این جوهر بشود.
تبیین کیفیت أخذ عرض بشرطلا
وقتی شما یک عرض را در نظر میگیرید، چه تصوری از این عرض در ذهن شما میآید؟ آیا تصور با جوهر در ذهن شما است؟ یعنی آیا اصلاً تصور بشرطلائیت برای عرض در ذهن نمیآید الا اینکه منضمّ به موضوعی باشد که بر آن عارض بشود، یا ما خودمان تصورات ذهنیۀ استقلالیهای از این اعراض داریم؟ وقتی که شما مقولۀ اضافه را در ذهن میآورید، این مقولۀ اضافه در اینجا بشرطلا اخذ شده است؛ لذا شما در مقولۀ اضافه، نه ابوت و بنوتی در ذهن میآورید و نه فوقیت و تحتیتی در ذهن میآورید و نه زوجیتی در ذهن میآورید، چون هیچکدام از اینها در ذهن نیستند، بلکه صرف همان مقوله در ذهن میآید، حالا میخواهد بأیّ موضوعٍ و بأیّ جوهرٍ تعلّق بگیرد یا نگیرید. به این میگویند: «بشرطلا»؛ یعنی در ذهن شما هیچکدام از این موضوعات نمیآید.
