
جلسه ۲۱
المرحلة الأولى في الوجود و أقسامه الأولية و فیها مناهج؛ الأول في أحوال نفس الوجود؛ فصل (1) في موضوعيته للعلم الإلهي و أولية ارتسامه في النفس
جلسه ۲۱
2بسم اللَه الرّحمٰن الرّحیم
الحمدُ لِلّه ربِّ العالمینَ
و الصلاةُ علیٰ خیرة اللَه المُنتجبینَ محمّدٍ وَ آله الطّاهرینَ
و اللّعنةُ علیٰ أعدائهم أجمعینَ
مراد از وجود در موضوع فلسفه
بحثی که راجع به مسئلۀ وجود و موجود بود تمام شد. ماحصل مطلب این بود که وجود یا مفهوم است یا مصداق است. به عبارت دیگر، اگر ما وجود را به معنای مفهوم بدانیم این همان جنبۀ عروض و حدوثیِ یک حقیقت بر یک ماهیت میشود؛ سواءٌ اینکه آن ماهیت عین همان وجود باشد که در مورد خداوند متعال است، یا جدای از آن ماهیت باشد که در مورد بقیّۀ ممکنات است. اما اگر وجود را به معنای مصداقی بدانیم، یعنی وجود عبارت از نفسالحقیقه باشد که عارض میشود و جنبۀ حقیقتش لحاظ میشود، در اینصورت دیگر به این وجود نه میتوان مصدر گفت و نه اسم مصدر، بلکه مقولهای فراتر و بالاتر از این دو مقوله خواهد بود که نه جنبۀ عروض در آن لحاظ میشود تا بتوانیم بگوییم مصدر است و نه نتیجةالفعل میباشد تا اسم مصدر باشد.
مصدر عبارت است از تغیر و تبدل و حدوث. نتیجةالفعل عبارت است از تعین یک شیء خارجی بهواسطۀ حدوث یک امر در خارج؛ یعنی چکیده و ماحصل این عمل و فعلی که از متکلم سر زده است. فرق مصدر و اسم مصدر در نتیجه و نفسالتّحول است، یعنی به نفسالتّحول و التّبدل که زدن است مصدر میگویند و به نتیجهاش که همان درد محققِ خارجی است اسم مصدر میگویند؛ مثلاً به نفسِ گفتن، قول میگویند و به نتیجهاش گفتار میگویند.
لذا چون وجود مقولهای مافوق این دو است ـ یعنی نه جنبۀ تبدل و حدوث میتواند معرِّف وجود باشد و نه نتیجةالحدوث میتواند معرِّف وجود باشد ـ بنابراین به وجود نه میتوانیم مصدر بگوییم و نه اسم مصدر.
پس وجود عبارت است از یک حقیقت خارجی که همان نفس ذات و شیئی است که مساوی با وجود است. البته این در صورتی صحیح است که منظور از وجود، وجود اطلاقی باشد؛ اما اگر منظور از موجود ذاتٌ ثبت له الوجود باشد، دیگر در اینجا موجود با وجود از نقطهنظر مفهومی تفاوت پیدا میکند و آن تفاوت دلالت بر ثبوت ذاتٌ ثبت له الوجود میکند که آن ذات عبارت است از ماهیت.
