
جلسه ۲۰
المرحلة الأولى في الوجود و أقسامه الأولية و فیها مناهج؛ الأول في أحوال نفس الوجود؛ فصل (1) في موضوعيته للعلم الإلهي و أولية ارتسامه في النفس
جلسه ۲۰
6اما مثلاً اگر گفتیم که موجود یا ابیض است یا اسود است یا قرمز است یا سفید است؛ این بحثی است که حیثیّت تقییدیه در آن لحاظ شده است، چون بالأخره موجود بما أنه فی ظرف المادة، یا إحمرار دارد یا بیاض دارد یا سواد دارد، و امثالذلک.
تلمیذ: برای حمل [این تقسیمها] یک واسطه میخواهیم، پس در امکان و وجوب هم همینطور است؛ یعنی تا وجوب تعین پیدا نکند، نمیتوانیم امکان را انتزاع بکنیم. لذا گرچه ملاصدرا گفته است: «بهسبب عروض امکان، تعین هم به همراهش میآورد.» ولی ما میخواهیم عرض کنیم که اینطور نیست، بلکه اول تعین میآید، بعد ما امکان را انتزاع میکنیم.
استاد: نه، ما اصلاً کاری با تعین و امکان نداریم. ما میگوییم: اگر خودِ موجود بما هو موجودٌ بخواهد در ظرف خارج تحقق پیدا کند ـ نهاینکه تعینش آمده باشد ـ یک وصف و عرض بر او عارض و طاری میشود؛ یعنی یا وجود برایش ضرورت دارد و تساوی وجوب و وجود میشود و موصوف به غنیّ بالذات و واجب بالذات میشود، یا وجود برایش ضرورت ندارد و سلب ضرورت از جانب موافق میشود و موصوف به امکان میشود.
معنای اطلاقی وجود در موضوع فلسفه
تلمیذ: اگر موضوع را مفهوم الوجود بگیریم، مشکل میشود؛ یعنی بر مفهوم وجود میتوان وصف امکان و وجوب و... را حمل کرد، ولی دیگر نمیتواند موضوع فلسفه باشد، چون موضوع فلسفه باید آن وجود حقیقی خارجی باشد که ضرورت را از آن انتزاع کنیم. آنوقت با این بیان دیگر امکان را چهطور تصور کنیم؟! به عبارت دیگر، اگر بخواهیم بنا را بر اصالةالوجود بگذاریم، تقسیم موجود به امکان و وجوب و... مشکل میشود، چون ایشان فرمودند: «مبنا اصالةالوجود است.»
استاد: مبنا اصالةالوجود است، ولی ما در اینجا موجود را بهمعنای اطلاقی خودش در نظر گرفتهایم، نه بهمعنای بشرطلا. اگر شما بخواهید «این حقیقتی که هست» را در نظر بگیرید، این همان بشرطلایی است که وقتی شما آن را لحاظ میکنید، یک تعین و تشخص خارجی را لحاظ کردهاید. شما در اینجا وجود را بدون این تکثر و انقسامش به هویّات متکثره بهصورت بشرطلایی اخذ میکنید؛ ولی ما میخواهیم بدانیم که آیا قبل از این مرحله، خود اصل وجود یک حقیقت ساریۀ در همۀ تعینات است یا نیست. چنین وجودی، وجود اطلاقی است. این وجود اطلاقی ـ که هم شامل باری تعالیٰ و مبدأ اول است و هم شامل همۀ تعینات است ـ به چند دسته تقسیم میشود.
