
جلسه ۲۰
المرحلة الأولى في الوجود و أقسامه الأولية و فیها مناهج؛ الأول في أحوال نفس الوجود؛ فصل (1) في موضوعيته للعلم الإلهي و أولية ارتسامه في النفس
جلسه ۲۰
5منبابمثال امکان و وجوب بحثی است که نه بر «موجود بما أنّه مجرد» حمل میشود و نه بر «موجود بما أنّه مادة»، بلکه بر «موجود بما هو موجودٌ» حمل میشود. یعنی ما خود موجود مطلق را در نظر میگیریم، حالا این موجود مطلق بما هو موجودٌ مطلق، یا وجوب بر آن حمل میشود که واجب تعالیٰ است و یا ممکن بر آن حمل میشود که غیر از واجب تعالیٰ است.
اما منبابمثال شما نمیتوانید سیاهی و غیر سیاهی را به واجب تعالیٰ نسبت بدهید، چون اصلاً سیاهی و غیر سیاهی از أعراض ماده هستند و فقط به ماده اختصاص دارند. یا منبابمثال نمیتوانید عدد و غیر از اینها را به عقل بسیط و امثالذلک نسبت دهید؛ چون اعداد و ملکات، اوصاف و عوارضی برای «موجود بما أنه مادّی» یا «موجود بما أنه ذو الصّورة» یا «موجود بما أنه مجرد» هستند. یا منبابمثال اگر بخواهید عوارضی را که برای مجردات میآید، در تقسیمات موجود قرار بدهید، دیگر اصلاً به ماده مربوط نیست و با ماده کاری ندارد.
معنای امور عامّه این است که خود موجود را بهلحاظ خودش ـ نه بهلحاظ حیثیّتش ـ به اموری تقسیم کنیم. پس ما در امور عامه از اموری بحث میکنیم که اختصاص به ماده یا مجرد ندارند، بلکه یک بحث کلّی است؛ مثل بحث علت و معلول، که ما موجود را اینطور تقسیم میکنیم: موجود اولی یا برای موجود دیگر علت واقع میشود و یا برای موجود ما فوق خودش معلول واقع میشود. در اینجا فرقی نمیکند که آن موجود اولی مادی باشد یا مجرد باشد و یا حتی باری تعالیٰ باشد؛ چون این بحث در باری تعالیٰ هم هست که آیا خداوند متعال علت است و یا اینکه معلول است.
در باب امکان نمیتوانیم بگوییم که بحث امکان مربوط به خدای تعالیٰ نیست و مربوط به غیر خدای تعالیٰ است؛ چون ما میتوانیم خود موجود مطلق را به ممکن و به واجب تقسیم کنیم تا یک قسم از موجود، خدا شود و یک قسمش ما سویٰ اللَه شود. بنابراین بحث امکان در مورد خود خداوند هم هست، منتها ما باید ثابت کنیم که این امکان، امکان ذاتی است: اگر خداوند تعالیٰ ممکن باشد، یا تسلسل و یا دور لازم میآید، یا به علت ثالث نیاز پیدا میکنیم که آن علت افاضه کند، یا ترکّب در ذات خدا لازم میآید، یا حمل صورت بر ماده لازم میآید، یا بحث جنس و نوع و فصل پیش میآید که مثلاً فصل باید مقوّم برای جنس باشد، یا مثلاً نیاز به ضمّ اینها به علت داریم، و از این قبیل بحثهایی که خود ملاصدرا هم مطرح میکند.
