
جلسه ۱۹
المرحلة الأولى في الوجود و أقسامه الأولية و فیها مناهج؛ الأول في أحوال نفس الوجود؛ فصل (1) في موضوعيته للعلم الإلهي و أولية ارتسامه في النفس
جلسه ۱۹
2بسم اللَه الرّحمٰن الرّحیم
الحمدُ لِلّه ربِّ العالمینَ
و الصلاةُ علیٰ خیرة اللَه المُنتجبینَ محمّدٍ وَ آله الطّاهرینَ
و اللّعنةُ علیٰ أعدائهم أجمعینَ
معنای موجود
به نظر میرسد آن نکتهای که باعث شده است این بحثها در مشتق مطرح شود، از این نشئت میگیرد که در معنای موجود دچار اشکال شدهاند. اگر موجود به معنای ذاتٌ ثبتَ له الوجود است، بنابراین أصالةالوجود را چطور اثبات میکنید؟! وقتی که ما آن وجود بسیط ساری در همۀ اشیاء را حقیقت و متعین بالذات و متعین اول و متحقق اول بدانیم و همۀ اشیاء را معلول آن و متعین و منبعث از آن بدانیم، پس تعین، اولاً و بالذّات به آن تعلق میگیرد. حالا اسم آن در خارج چیست؟ آیا خود آن وجود، موجود است یا نه؟ اگر موجود به معنای «ذاتٌ ثبت له الوجود» باشد، این قطعاً خلاف است.
آن ذاتی که عارضی میخواهد برای آن ثابت شود ـ بهعنوانمثال ذاتٌ ثبت له الکتابة یا ذاتٌ ثبت له الخیاطة و امثالذلک ـ یک ثبوت و قبلیّت طبعیّه میخواهد تا بعداً این عارض، بر آن حمل شود. حالا در اینجا این ذات چیست؟ و آیا این قبلیّت به ماهیت تعلق گرفته است یا به یک وجود دیگر تعلق گرفته است؟ اینجا است که دچار اشکال شدهاند و این بحثها را مطرح کردهاند.
بعضیها گفتهاند:
اصلاً بهطور کلّی ذات در فعل و در مشتقات ـ چه اسم فاعل، چه اسم مفعول، چه ظرف زمان و چه ظرف مکان ـ راه ندارد و فقط به معنای حدث و صرفِ انتساب آن حدث به فاعل و مفعول و... است؛ یعنی وقتی که شما آن ماده را به شرط تحققش در مبدأ در نظر میگیرید بهصورت مصدر میآید، وقتی که به شرط تحققش در مکان در نظر میگیرید بر وزن «مَفْعَل» میآید، وقتی که به شرط تحققش در فاعلِ آن در نظر میگیرید بر وزن «فاعِل» میآید و....
نکتهای که همۀ این شبهات و اشکالات بهوسیلۀ آن برطرف میشود این است که ما گاهی اوقات بهواسطۀ بعضی از دقتهایی که میکنیم، اصلاً از خود بحث دور میشویم؛ بهعنوانمثال اگر در مسئلهای که به عرف یا محاوره و امثالذلک مربوط است، دقتها و تأملهای زیادی کنیم، یکدفعه میبینیم که سر از جایی درآوردیم که حتی عقل جن هم به این حرفها نمیرسد، چه برسد به عقل آدمیزاد! این هم یکی از آن مواردی است که برای فرار از مخمصه به آن وسائل متشبّث شدهاند.
