
جلسه ۱۹
المرحلة الأولى في الوجود و أقسامه الأولية و فیها مناهج؛ الأول في أحوال نفس الوجود؛ فصل (1) في موضوعيته للعلم الإلهي و أولية ارتسامه في النفس
جلسه ۱۹
9استاد: قبلاً هم گفتیم که نمیتوانیم بگوییم: «البیاضُ أبیضٌ»؛ چون اگر ما بیاض را به شرط عروض لحاظ کنیم اسمش را بیاض میگذاریم، ولی اگر به شرط معروضیّت و تحقق اخذ کنیم اسمش را أبیض میگذاریم، پس بالأخره این معنا در ذهن میآید که به چه چیزی أبیض میگویند؟ آیا به «ذاتٌ ثبتَ له البیاض» أبیض میگویند یا به «نفسُ البیاض» أبیض میگویند؟
اگر ما به خود بیاض بگوییم: «أبیض» و به خود سفیدی بگوییم: «سفید»، این به چه نحوی تصور میشود؟ این همان مطلبی است که من عرض کردم که نمیتوانیم با مسائل عقلی، وزن یا معنا درست کنیم. تمام صحبت در این است که عقل برای این تصاریف، مفاد و معنا میتراشد و اخذِ معانی میکند. همۀ اینها در اختیار عقل است، نه در اختیار واضع. اما اینطور نیست که انسان خودش جعل کند و مثلاً بگوید: آب دلالت بر خُبز میکند، خبز دلالت بر سرکه میکند، سرکه دلالت بر فرش میکند، فرش دلالت بر دوغ میکند، دوغ دلالت بر منبر میکند و...؛ اینها که در اختیار ما نیست تا اینطور بگوییم. ما فقط میتوانیم محدودۀ اوزان و انتساب و جهت اشتقاق آن ماده را بهدست بیاوریم که مثلاً «ضَرَبَ» اولاً دلالت بر زدن میکند، نه دلالت بر خوردن؛ ثانیاً دلالت بر فاعل میکند، نه دلالت بر مفعول؛ ثالثاً دلالت بر زمان گذشته میکند. البته همۀ اینها انتزاعی است؛ چون دلالت یعنی عقل انتزاع میکند. «ضَرَبَ» فقط دلالت بر وقوع آن فعل میکند، آنوقت عقل انسان این را به گذشته نسبت میدهد و آن را به فاعل نسبت میدهد و آن را به زمان و مکان نسبت میدهد و....
حالا صحبت در این است که بیاض عبارت است از عارضی که بر یک معروض عارض میشود، یعنی باید قبلاً موضوعی باشد تا بعداً بیاض بر آن عارض شود. حالا آن بیاض چیست؟ آیا آن بیاض عبارت است از لون؟ آیا عبارت است از کم؟ آیا عبارت است از اضافه؟ آیا عبارت است از مکان؟ میگوییم: آن عبارت است از لون. حالا خود آن لون چیست؟ آن لون کیفی است که قابضٌ للبصر است. میگویند: وقتی که چشم انسان به یک سفیدی میافتد چشمش را میبندد، مثلاً وقتی شما به خورشید نگاه میکنید چشمتان را میبندید؛ اما وقتی به سیاهی نگاه میکنید چشمتان را باز میکنید. این لونی که قابض بصر است و چشم انسان را میگیرد عبارت است از یک معنا و مفهومی که همۀ ما این را میفهمیم و این معنا در ذهن همۀ ما ارتکاز دارد.
