
جلسه ۱۹
المرحلة الأولى في الوجود و أقسامه الأولية و فیها مناهج؛ الأول في أحوال نفس الوجود؛ فصل (1) في موضوعيته للعلم الإلهي و أولية ارتسامه في النفس
جلسه ۱۹
4منبابمثال بعضی اشخاص هستند که واقعاً از احوالات دیگران مطلع هستند و انسان اینطور به آنها اعتقاد دارد که تمام مطالبی که میگویند، قطعی و یقینی است و واقع میشود؛ مثلاً اگر بگویند که هفتۀ بعد زلزله میآید یا یک ماه بعد سیل میآید، قطعاً واقع میشود. حالا اگر چنین شخصی از آن افعالی که حکایت میکند، به صیغۀ ماضی حکایت کند، در اینجا مجاز بهکار نبرده است، بلکه واقعیت و حقیقت است.
یا منبابمثال شما نفس یک واقعیت را در خواب میبینید و یک ماه بعد اتفاق میافتد؛ مثلاً در خواب میبینید که فلان بچه از فلان زن به دنیا آمد، درحالیکه الآن باردار است، ولی هنوز بچه به دنیا نیامده و آن زن دو ماه دیگر میزاید، ولی الآن شما در خواب به دنیا آمدن آن بچه را میبینید و تحققش را میفهمید، بهجهت اینکه آن عالم، عالم ثابتات است. آیا اگر شما در همان خواب به شخصی بگویید که فلان زن زایید، اشتباه کردهاید؟! خیر، چون اینکه او زاییده است، حقیقت است. پس چرا اگر در بیداری بگویید، مجاز است؟! باید ببینیم که در اینجا چه باید گفت. در خواب میبینید که او زاییده است و شکی هم ندارید که این قضیه در عالم تدریجیالحصول و زمانیات و در عالم کون و فساد و استمرار قطعاً اتفاق خواهد افتاد. این را به شما نشان دادهاند. پس شما میتوانید به یک شخص بگویید که فلانی زایید و مثلاً اسم پسرش هم علی است.
[حضرت یوسف فرمود:] «این شخص را إعدام میکنند و آن شخص را هم دوباره بر سرِ کار نگه میدارند.» ﴿قُضِيَ ٱلۡأَمۡرُ ٱلَّذِي فِيهِ تَسۡتَفۡتِيَانِ﴾،1 یعنی الآن یک مسئلۀ ثابت متحققالوقوع انجام گرفته است، گرچه بعداً تدریجیالحصول انجام میگیرد، ولی الآن در عالم واقع و در عالم ثبوت هست و فرقی نمیکند؛ یعنی قضیه تمام شد و همین است که من گفتم، پس دیگر بیخود به دنبالش نگردید و در مورد آن حرفی نزنید!
- سوره یوسف (١٢) آیه ٤١.
