
جلسه ۱۹
المرحلة الأولى في الوجود و أقسامه الأولية و فیها مناهج؛ الأول في أحوال نفس الوجود؛ فصل (1) في موضوعيته للعلم الإلهي و أولية ارتسامه في النفس
جلسه ۱۹
3کیفیت اخذ حیثیت فاعلی و مفعولی و زمان و مکان در فعل
آنچه به نظر میرسد که با آن میتوان این اشکال و این مسائل را برطرف کرد این است: شکی نیست که ذات در معنای حدث اخذ نشده است، همانطور که زمان و مکان هم در معنای حدث اخذ نشده است. همۀ دلالات بر مکان و زمان و ذاتی که جهت فاعلی یا مفعولی دارد، دلالت التزامی است که بر حسب اطلاع انسان بر کیفیت و بر هیئات افعال برای انسان حاصل میشوند. بهعنوانمثال شما میبینید که واضع لغت وزن «فَعَلَ» را برای انجام دادن کار جعل کرده است، لذا وقتی که به شما بگویند: «فَعَلَ»، معنای فاعلی مبهمی به ذهن شما تبادر میکند؛ حالا اینکه آن فاعل کیست یا چیست، یک معنای دیگری است. یا وقتی میگوییم: «ضَرَبَ» ولی هنوز زید را نیاوردهایم، شما میفهمید که فاعلی در اینجا زده است، اما ما نمیدانیم که آن فاعل زید است یا عمرو است. به این میگویند: فاعل کلی یا فاعل در مقام ابهام و اجمال.
این دلالت، دلالت التزامی است؛ چون بهواسطۀ اطلاع بر اوزان افعال ـ این اطلاع در این دلالت شرط است ـ خواهینخواهی یکچنین معنایی به ذهن تبادر میکند و ما نمیتوانیم این را انکار کنیم و انکارش برای ما مکابره است. منبابمثال وقتی که میگویند: «ضَرَبَ»، فقط «ضرْب» به ذهن میآید، و فاعل حتی بهعنوان مبهم و مجمل و کلی هم به ذهن نمیآید. البته همانطوریکه دیروز عرض کردم، بالأخره این «ضرب»، در هوا انجام نگرفته است، بلکه روی زمین و توسط یک زننده و یک فاعل متحقق شده است؛ لذا ما میبینیم که در این ضربی که واقع شده است، انتساب به فاعل لحاظ شده است، نه انتساب به مفعول؛ وإلاّ بر وزن «فُعِلَ» میآورد و میگفت: «ضُرِبَ». در اینجا اگر «ضَرَبَ» به «ضُرِبَ» تغییر کند، فعل بهجای خودش محفوظ است و هر دو فعل دلالت بر وقوع در زمان گذشته دارد، لذا ما گذشته را هم در اینجا میفهمیم و احساس میکنیم.
