
جلسه ۱۹
المرحلة الأولى في الوجود و أقسامه الأولية و فیها مناهج؛ الأول في أحوال نفس الوجود؛ فصل (1) في موضوعيته للعلم الإلهي و أولية ارتسامه في النفس
جلسه ۱۹
12در اینجا دیگر همۀ این بحثهای مشتقی که در اصول مطرح میکنند کنار میرود. البته این مطالبی که گفتیم مربوط به بحث موجود است.
تلمیذ: در اختلاط این اعراض اگر مثلاً برای ساختن یک رنگ در خارج، رنگها را با هم مخلوط کنند، در آن صورت چهطور میشود؟
استاد: آن مخلوط را هم ذهن تشخیص میدهد. مگر همین الوانی که در ذهن هستند، مشکک نیستند و مراتب ندارند؟! حالا اگر قرمز و سفید و آبی و بنفش و زرد را با هم مخلوط کنند، بالأخره رنگی بهدست میآید که آن رنگ هم در ذهن هست. البته باید اول یک اطلاع خارجی داشته باشد، مثلاً ابتدائاً یک رنگ آبی در اینجا میکشد، بعد یک زرد روی آن میکشد، یکدفعه میبیند سبز شد. یا یک رنگ آبی میکشد، بعد یک قرمز روی آن میکشد، این بنفش میشود. بعد از اینجا بهدست میآورد که میتواند این رنگها را با هم مخلوط و ترکیب کند و یک رنگ جدید درست کند. وقتی که این ذهنیّت برایش پیدا شد، دیگر بر حَسَب آن ذهنیّت، اشیاء خارجی را مطابق با آن انتخاب میکند، کم میکند، زیاد میکند، مخلوط میکند و خودش درست میکند؛ بعداً آنچه در ذهن است میآورد.
منبابمثال معمار یا مهندس میخواهد نقشۀ یک ساختمان را بکشد و میگوید: اطاق را در اینجا قرار میدهم و حمام را در آنجا قرار میدهم. آنوقت این معمار یا مهندس در ذهن خودش اطاق درست میکند، در کنارش دستشویی درست میکند، در کنارش آشپزخانه درست میکند، در کنارش اطاق پذیرایی درست میکند و.... وقتی که همۀ اینها در ذهنش درست شد و فهمید که دیگر این نقشه اشکال ندارد، این نقشه را پیاده میکند؛ به نحوی که اگر دستگاه و کامپیوتری درست کنند و با یک سیم به مغز وصل کنند تا آنچه مربوط به ذهن انسان است دقیقاً در خارج پیاده کند، وقتی که آن مهندس آن نقشه را در ذهنش درست میکند، آن دستگاه هم آن را در خارج دقیقاً نقش میبندد و به یک ساختمان تبدیل میکند. خلاصه، هرچه هست در ذهن است.
