
جلسه ۱۹
المرحلة الأولى في الوجود و أقسامه الأولية و فیها مناهج؛ الأول في أحوال نفس الوجود؛ فصل (1) في موضوعيته للعلم الإلهي و أولية ارتسامه في النفس
جلسه ۱۹
10علت اینکه تا ما به اشیاء نگاه میکنیم میبینیم که یکی سفید است و یکی سیاه است، این است که بیاضی در ذهن ما هست تا اشیاء خارجی را با آن بیاض ذهنی بسنجیم، آنوقت به یکی سفید بگوییم و به یکی سیاه بگوییم. همۀ این رنگها در ذهن ما هستند. چرا جای این رنگها را عوض نمیکنیم؟ آیا تا بهحال شده است که شما به این سفید بگویید: «سیاه»؟! چون بیاضی در ذهن شما هست و در صحیفۀ ذهن شما یک بیاض کار گذاشتهاند و بهقول آقای دکتر، یک حُمره در ذهن شما تزریق کردهاند که همۀ اینها در آنجا هست و شما نسبت به الوان و نسبت به کم و نسبت به اعراض واکسینه شدهاید، یعنی همۀ اینها را در ذهن شما ذخیره کرده و قرار دادهاند؛ لذا تا ما اشیاء خارجی را مشاهده میکنیم فوراً با آن ذهنیت خودمان منطبق میکنیم.
دلیل اینکه وقتی شما به این کتاب و این قرطاس نگاه میکنید میگویید که بیاضِ این قرطاس أشد از بیاضِ این کتاب است، این است که آن مفهوم برای خود شما در ذهنتان مشکّک است. آن مفهوم مشکک در ذهن به حال خودش ثابت است و شما با آن معیار، اشیاء خارجی را مقایسه میکنید.
حالا آن بیاضی که در ذهن شما هست، از نقطهنظر لغوی اسمش چیست و چه هیئتی دارد؟ و از نقطهنظر عقلی به آن چه میگویند؟ از نقطهنظر لغوی به آن بیاض میگویند. این چهار حرف «باء» و «یاء» و «الف» و «ضاد» در اختیار من نیست که این را جعل و وضع کنم، بلکه در اختیار لغوی است؛ یعنی لغوی باید بگوید: «بیاض» ولی بنده نمیتوانم بگویم: «بیاض». آن بیاض که «باء» و «یاء» و «الف» و «ضاد» است مربوط به لغوی است و اطلاع بر لغت میخواهد و در اختیار ما نیست. ما باید سراغ لغوی برویم تا ببینیم در کجا «بیاض» آورده، در کجا «ضرْب» آورده، در کجا «ضِراب» آورده، در کجا «مُضاربة» آورده و در کجا «تضارُب» آورده است. منتها اطلاع بر نحوۀ این أفعال، انسان را به معانی دیگری میرساند که مثلاً در «مضاربة» و در «تضارُب» باید دو ضرب واقع شود، ولی در «ضرْب» باید یک ضرب واقع شود. انسان بهواسطۀ اطلاع بر اوزان، این را میفهمد؛ ولی بدون اطلاع نمیفهمد.
