
جلسه ۱۸
المرحلة الأولى في الوجود و أقسامه الأولية و فیها مناهج؛ الأول في أحوال نفس الوجود؛ فصل (1) في موضوعيته للعلم الإلهي و أولية ارتسامه في النفس
جلسه ۱۸
11همینطور که شما دارید اشکال میکنید، خود واضع هم قبلاً در آنجا اشکالات را بررسی کرده است و مثلاً میداند که انتساب این فعل باید یا به فاعل باشد و یا به مفعول باشد، یعنی بالأخره به شخصی منتسب باشد که الآن حضور دارد، تا وقوع فعل از جنبۀ او لحاظ شود؛ و یا مثلاً واضع میداند که انتساب فعل باید یا به مؤنث باشد یا به مذکر باشد. لذا واضع بهلحاظ جهت انتساب، وزن میسازد؛ منبابمثال برای «ضَرَبَ» میگوید: برای اینکه بخواهیم وقوع فعل را به فاعل نسبت بدهیم، وزن «فَعَلَ» را میسازیم، و برای اینکه بخواهیم همین وقوع فعل را به مفعول نسبت بدهیم، وزن «فُعِلَ» را میسازیم. لغوی این جهت انتساب را لحاظ کرده است.
مشتق یعنی نفسالحدث با لحاظ حیثیت تقییدیۀ خاص
در اینجا چیزی به این فعل اضافه نشده است؛ بلکه در اینجا حیثیت تقییدیّه آورده شده است تا فقط بگوید: وقوع فعل از حیث انتساب به فاعل میشود «ضَرَبَ»، و وقوع فعل از حیث انتساب به مفعول میشود «ضُرِبَ»، و وقوع فعل از حیث انتساب به ایجادش میشود «إضرِب»، و وقوع فعل از حیث انتساب به مذکر میشود «ضَرَبَ»، و وقوع فعل از حیث انتساب به مؤنث میشود «ضَرَبتْ». در اینجا فقط جهت انتساب لحاظ شده است، نه جهت ذات. ذات را عقل میفهمد. منبابمثال همینقدر که شما به این فعلی که الآن دارد انجام میگیرد، بگویید: «ضَرَبَ»، من میفهمم که منظور شما در اینجا انتساب این فعل به فاعل است، نه آن کسی که کتک خورده است؛ و اگر شما بگویید: «ضُرِبَ»، من میفهمم که شما خواستهاید فاعل را پنهان کنید، لذا اسمش را نیاوردهاید و فقط مفعول را ذکر کردهاید و به مفعول عنایت دارید. پس در اینجا فقط جهت انتساب وجود دارد؛ ولی خود نسبت و خود منسوبٌإلیه در اینجا وجود ندارد و خود ذات را نمیرساند، بلکه فقط ارتباط بین وقوع فعل با آن ذات را میرساند؛ مثلاً این ارتباط را با «ضَرَبَ زیدٌ» میآوریم یا با «إضرب أنت» میآوریم یا با «ضاربٌ هو» میآوریم.
