
جلسه ۱۸
المرحلة الأولى في الوجود و أقسامه الأولية و فیها مناهج؛ الأول في أحوال نفس الوجود؛ فصل (1) في موضوعيته للعلم الإلهي و أولية ارتسامه في النفس
جلسه ۱۸
10تلمیذ: در زبان عربی این اشکال را میگیرند؛ اما در سایر زبانها بحث مشتق و تقسیم افعال و... به اینصورت نیست.
استاد: نهخیر، این بحث اصلاً یک بحث عقلی است و بحث لغوی نیست، و اگر بحث عقلی باشد دیگر به زبان عربی و زبان غیر عربی کاری ندارد. فرض کنید در زبان انگلیسی بگویم: «Was knocked Amr؛ ”عمرو زمین خورد.“» این «knocked» دلالت میکند بر اینکه بالأخره یک شخص این کار را انجام داده است یا جهتی در او بهوجود آمده است. بنابراین اگر اینطور است پس مفعول هم از این فعل فهمیده میشود؛ مثلاً وقتی میگوییم: «خورد»، بالأخره او یا سیب خورد یا نان خورد یا آب خورد، چون مفعول هم در این فعل وجود دارد و بالأخره چیزی خورده است.
تلمیذ: در مشتقات و تصاریف فعل، چه چیزی ذکوریّت، انوثیّت، جمع، تثنیه، صیغههای غایب و... را میفهماند؟
استاد: خود ذکوریت و... هیئت دارد و این هیئت، واضع دارد؛ ولی در اینجا بحث ما دربارۀ خود مادّه است؛ مثلاً مادۀ «ضَ رَ بَ»، هیچیک از تأنیث و تذکیر و تثنیه و... را نمیرساند، بلکه فقط علامت را به شما میرساند، مثلاً وقتی که میگویید: «ضربَتْ»، خود این «ضَ رَ بَ» در اینجا هیچ چیزی را نمیرساند و آن «ت» است که علامت را میرساند. اگر «تْ» بیاید میگوید که این مؤنث است، اگر «تا» بیاید میگوید که دو تا مؤنث است و اگر «تُم» بیاید میگوید که سهتا مذکر است.
صحبت در این است که خود واضع برای اینکه کار خودش را راحت کند، هیئت را قرار داده است؛ اما خود آن حدث، چیزی نمیرساند. مثلاً وقتی میگویید: «إضرِبْ» این هیئت دلالت بر مذکریّت میکند، یعنی وقوع فعل باید از یک مذکر سر بزند. این «هو» علامت مذکر، در خود «إضرِبْ» نیست؛ بلکه ما این «هو» را از هیئت آن انتزاع میکنیم.
به عبارت دیگر، آن چیزی که واضع اخذ میکند و بعداً استعمال میکند، این است که فقط میگوید: این معنا در خارج انجام گرفته یا انجام نگرفته است، یا اینکه این الآن باید انجام بگیرد یا نباید انجام بگیرد. بعد میگوید که این کاری که میخواهد انجام بگیرد باید در چه هیئت و چه قالبی بیاید؛ اگر برای انجام گرفتن باشد قالب را بر وزن «فَعَلَ» بیاورید، و اگر برای انتظار انجام گرفتن باشد قالب را بر وزن «یَفْعُلُ» بیاورید.
