
جلسه ۱۸
المرحلة الأولى في الوجود و أقسامه الأولية و فیها مناهج؛ الأول في أحوال نفس الوجود؛ فصل (1) في موضوعيته للعلم الإلهي و أولية ارتسامه في النفس
جلسه ۱۸
3بنابراین «حدث» لابشرط است؛ ولی «مصدر» بشرط شیء است؛ یعنی اگر ما بخواهیم مقسم را حدث قرار بدهیم، دیگر خود مصدر لابشرط نمیشود، بلکه یا بشرط شیء است یا بشرطلا است به معنای: بشرط عدم أخذ معنی الفاعلیّة و المفعولیّة فیه؛ «نه جنبۀ فاعلی در آن لحاظ شده باشد و نه جنبۀ مفعولی در آن لحاظ شده باشد.»
ما در اینجا مصدر را بهعنوان عدم اخذ جنبۀ فاعلی و جنبۀ مفعولی قرار میدهیم، و همینطور بشرط عدم اخذ وقوع و عدم وقوع و انتظار وقوع اخذ میکنیم. چون همانطوریکه قبلاً خدمتتان عرض شد،1 ما هیچوقت زمان و مکان را در فعل بهعنوان جزء فعل اخذ نمیکنیم. آنچه در فعل اخذ میشود، عبارت است از وقوع و عدم وقوع آن حدث؛ منتها وقتی که در آن فعل، وقوع لحاظ شود، انسان زمان را از آن انتزاع و استخراج میکند. وقتی وقوع ضرب را لحاظ کنیم و ضرب را بشرط وقوع لحاظ کنیم، زمان ماضی را میفهمیم، نه استقبال؛ چون در استقبال هنوز وقوع انجام نگرفته است.
در اینجا مسائل دیگری مطرح میشود؛ از جمله اینکه متکلم در مقام خطاب چگونه باید اینها را اخذ کند؟ و اینکه آیات قرآنی به چه نحوی است؟ و یا اینکه منظورشان چیست که میگویند: «مستقبل متحققالوقوع در حکم ماضی است»؟
متحققالوقوع یعنی وقایع حتمیّهای که انسان قطع دارد که آنها اتفاق میافتند؛ مثلاً وقایعی که در روز قیامت اتفاق میافتد، یا مسائلی که یک شخص بر آن إشراف دارد که در هفتۀ دیگر قطعاً اتفاق میافتد، یا صادق مصدقی اینطور فرموده است که قطعاً اتفاق میافتد.
ریشۀ همۀ این مسائل از اینجا است که وقتی ما در امر ماضی یا امر مستقبل متحققالوقوع و حتمیالوقوع نظر میکنیم، آیا میتوانیم برای این افعال، بهعنوان حقیقت ـ نه بهعنوان مجاز ـ صیغۀ ماضی استعمال کنیم؟ یا اینکه این استعمال ما بعنایةٍ و مجازٍ خواهد بود؟
نحوۀ دلالت وضعی هیئت کلمه
حالا در اینجا این بحث پیش میآید که همانطوریکه خدمتتان عرض شده بود، مسئلۀ وضع [و کیفیّت استخدام معنا] براساس یک جنبۀ عقلائی است، نه جنبۀ دخالت شخصی.
- رجوع شود به نرمافزار آوای ملکوت، شرح منظومه، بحث مشتق.
