
جلسه ۱۸
المرحلة الأولى في الوجود و أقسامه الأولية و فیها مناهج؛ الأول في أحوال نفس الوجود؛ فصل (1) في موضوعيته للعلم الإلهي و أولية ارتسامه في النفس
جلسه ۱۸
2بسم اللَه الرّحمٰن الرّحیم
الحمدُ لِلّه ربِّ العالمینَ
و الصلاةُ علیٰ خیرة اللَه المُنتجبینَ محمّدٍ وَ آله الطّاهرینَ
و اللّعنةُ علیٰ أعدائهم أجمعینَ
کیفیت اخذ مبدأ در مشتقات
بحث دربارۀ موضوع علم الهی بود و اینکه در اینجا «وجود بما هو وجودٌ» و «موجود بما هو موجودٌ» موضوع علم الهی است. در جایجای اسفار و همینطور در سایر کلمات حکما گاهی از اوقات میبینیم که «موجود» را بهجای «وجود» استعمال کردهاند. موجود عبارت است از: ذاتٌ ثبت له الوجود؛ «آن ذاتی که وجود بر آن عارض میشود.»
قبلاً در منظومه عرض شد که آیا مشتق عبارت است از «ذاتٌ ثبت له المبدأ» یا عبارت است از «خود مبدأ به حیثیّت تقییدیه»؟ یعنی یک وقت مبدأ و آن نفسالحدث را با تقیّد به جنبۀ فاعلی لحاظ میکنیم و اسمش را «اسم فاعل» میگذاریم، و یک وقت آن حیثیّت را با تقیّد به جنبۀ مفعولی لحاظ میکنیم و اسمش را «اسم مفعول» میگذاریم، و یک وقت آن مبدأ را لحاظ میکنیم و فقط جنبۀ صدور را میفهمیم و اسمش را «مصدر» میگذاریم.
البته مصدر با مبدأ دو تا است. یعنی این صحیح نیست که میگویند: «مصدر اصل کلام است و نُه وجه دیگر به آن برمیگردد.»1 چون خود مصدر هم یک صیغه و یک وزن از اوزان و یک صرف از صروف آن حدث است. باید ببینیم که آن جنبۀ حدثیّت چیست. وقتی که میگوییم: «ضرب»، یک وقت به لحاظ نفسالحدث لحاظ میشود، که به آن «مادۀ اشتقاق» میگوییم؛ ولی یک وقت این «ضرب» بهعنوان مصدریّت (یعنی زدن) لحاظ میشود، که تغیّر و صرفی از آن حدث است و خودش وزنی دارد.
این اشتقاقات ما از مصدر نیست، بلکه از حدث است؛ یعنی از «ضاد» و «راء» و «باء» بهوجود میآید، نه از ضربی که مصدر است. مصدر یعنی زدن، و زدن نه به ضارب مربوط است و نه به مضروب مربوط است. ما نمیتوانیم بگوییم که مضروب از ضارب بهوجود میآید یا إضرب از مضروب بهوجود میآید و یا چیزهای دیگری از مصدر بهوجود میآید؛ بلکه مصدر خودش وزنی دارد و صرفی برای آن حدث است که «ضاد» و «راء» و «باء» در آن قالب ریخته شده است. این را مصدر میگویند.
- جامع المقدمات، ج ١، کتاب الأمثلة، ص ١١.
