
جلسه ۱۸
المرحلة الأولى في الوجود و أقسامه الأولية و فیها مناهج؛ الأول في أحوال نفس الوجود؛ فصل (1) في موضوعيته للعلم الإلهي و أولية ارتسامه في النفس
جلسه ۱۸
8ما اسم ضربی را که واقع شده است «ماضی» میگذاریم و اسم ضربی را که انتظار وقوعش میرود «مضارع» میگذاریم و اسم ضربی را که وقوعش را ایجاد میکند «امر» میگذاریم؛ مثلاً «یَضربُ» یعنی ضرب به شرط انتظار وقوع آن ضرب. بنابراین ما الآن در این ضرب هیچ تصرّفی نکردهایم و این حدث به حال خودش باقی است. ما تا اینجا با قوم موافق هستیم و بحثی نداریم.
کسانی که این مطالب را گفتهاند، از بزرگان بودهاند و بیجهت چیزی نگفتهاند؛ لذا شاید این جهاتی که خدمتتان عرض میکنم مورد نظرشان بوده است.
تلمیذ: ضرب، چه معلوم باشد و چه مجهول باشد، بالأخره هم در ماضی از فاعلش منفک نخواهد شد و هم در آینده از فاعلش منفک نخواهد شد؛ یعنی بالأخره آن فاعل یا در قبل زده است و یا در آینده میزند، و این مدخلیّت دارد. اما اینطوریکه شما میفرمایید، در واقع مصدر به ماضی و مضارع نسبت داده میشود.
استاد: نه، ما کاری به فاعل نداریم، گرچه بالأخره فاعلی این فعل را انجام داده است و این ضرب، معلق در هوا واقع نشده است؛ بلکه بالأخره یا جبرئیل انجام داده یا یک آدم انسی در خارج انجام داده است.
اما در مصدر اصلاً وقوع و عدم وقوع لحاظ نشده است. وقتیکه میگوییم: «ضربُ زیدٍ شدیدٌ» معنای مصدریّت را لحاظ کردهایم. در این مصدر، نه معنای وقوع را لحاظ کردهایم و نه انتظار وقوع را لحاظ کردهایم؛ بلکه صرف حدثی را لحاظ کردهایم که نه وقوع در آن لحاظ شده است و نه عدم وقوع. یعنی دو تا بشرطلا در اینجا اخذ شده است: به شرط عدم وقوع و به شرط عدم انتظار وقوع؛ یعنی دیگر کاری به این نداریم که زید زده است یا اینکه خواهد زد. حالا اگر زیدی که میخواهد بزند دستش سنگین باشد، میگوییم: «ضربُ زیدٍ شدیدٌ.»
حدث دو قسم دارد: یکی بشرطشیء، یعنی حدث بشرط وقوع در نظر گرفته شده است؛ و یکی بشرطلا، یعنی دو جهت فعلی از آن سلب شده است: یکی جهت وقوع و دیگری جهت انتظار وقوع. اسم این قسم از اقسام حدث که بشرطلا لحاظ شده است، مصدر است.
