
جلسه ۱۷
المرحلة الأولى في الوجود و أقسامه الأولية و فیها مناهج؛ الأول في أحوال نفس الوجود؛ فصل (1) في موضوعيته للعلم الإلهي و أولية ارتسامه في النفس
جلسه ۱۷
2بسم اللَه الرّحمٰن الرّحیم
الحمدُ لِلّه ربِّ العالمینَ
و الصلاةُ علیٰ خیرة اللَه المُنتجبینَ محمّدٍ وَ آله الطّاهرینَ
و اللّعنةُ علیٰ أعدائهم أجمعینَ
وجود از جهت معلولیت، بهعنوان موضوع فلسفه
وجود دو جهت دارد: یک جهت حقیقت و یک جهت مجاز؛ جهت حقیقت عبارت است از وجود مطلق که همان وجود واجب است، و جهت مجاز عبارت است از آن وجود متعیّن که وجود معلول است. در فلسفه بحث از مطلق وجود است و چون بحث ما در اسفار اربعه است که عبارت است از سیر صعودی وجود معلول بهسوی علت خودش، ما راجع به وجود متعیّن هم بحث میکنیم.
تلمیذ: در اینجا همین وجود مطلق را به یک لسان دیگر آورده است: «فیجِب أن یکونَ الموجودُ المطلقُ بیّنًا بنفسه» و این همان وجود مطلقی است که در آنجا بحث میکردیم، پس این باید مفهوم وجود باشد، چون مفهوم وجود است که بیّنًا بنفسه است: «مفهومه من أعرف الأشیاء.»1
استاد: بله، «بیّنًا بنفسه» یعنی حقیقت یک شیء بیّن بنفسه است؛ و چون تبیین و توضیح و تصوّر به مفهوم برمیگردند، لذا همیشه معنای بیّن بودن به مفهوم برمیگردد، منتها مفهوم از یک حقیقت خارج از خودش حکایت میکند.
البته گرچه در بحث بیّن و غیر بیّن صحبت از مفهوم است، منتها چون مفهوم فانی در آن حقیقت است، لذا از مفهوم صحبت میشود؛ وإلاّ اصل بحث از حقیقت آن شیئی است که معرَّف واقع میشود یا برای آن برهان آورده میشود. پس بحث مربوط به آن حقیقت است که یا روشن است یا روشن نیست، یا در تصوّر میآید یا در تصوّر نمیآید، یا برهان بر آن اقامه میشود یا برهان بر آن اقامه نمیشود.
تصور مفهوم وجود قبل از همۀ تصورات و تصدیقات دیگر
مرحوم حاجی در اینجا میفرماید که آن مفهوم و برداشتی که ما از آن حقیقت خارجی داریم، برداشت بسیار روشنی است که نهتنها نیاز به برهان و دلیل ندارد، بلکه اصلاً ما بهواسطۀ آن اقامۀ برهان میکنیم.2
- شرح المنظومة، ج ٢، ص ٥٩:
معرَّف الوجود شرح الإسم ** و لیس بالحدِّ و لا بالرّسم
مفهومه من أعرف الأشیاء ** و کنهه فی غایة الخفاء - الحکمة المتعالیة، ج ١، ص ٢٦، تعلیقه ١.
- شرح المنظومة، ج ٢، ص ٥٩:
