
جلسه ۱۷
المرحلة الأولى في الوجود و أقسامه الأولية و فیها مناهج؛ الأول في أحوال نفس الوجود؛ فصل (1) في موضوعيته للعلم الإلهي و أولية ارتسامه في النفس
جلسه ۱۷
5حالا که وجود یعنی هر چیزی که هست، پس ماهیاتِ مختلفه هم هستند، نهتنها ماهیات مختلفه، بلکه وجودات مشککه هم هستند، حتی خدا هم هست؛ بنابراین این چه هستی و چه حقیقتی است که هم وجود مجرّد را در بر میگیرد و هم وجود مادی را، هم وجود سیاه را در بر میگیرد و هم وجود سفید را، هم وجود ضدّین را در بر میگیرد و هم وجود متساویین را، هم وجود مشکک را در بر میگیرد و هم وجود غیر مشکک را، و همه را هم به یک نحو و به یک منوال در بر میگیرد، نه کم و نه زیاد؟
نمیتوانیم جواب بدهیم! درحالیکه معنای هستی خیلی آسان و روشن است و بلد بودیم که هستی یعنی بودن! و الآن هم خیلی خوب میتوانیم صرف کنیم: من اینجا هستم، تو اینجا هستی، او آنجا هست، ما اینجا هستیم، شما اینجا هستید، ایشان آنجا هستند!
[وقتی که] میگوییم: من هستم و کتاب هم هست؛ این «هست» یعنی چه؟ «من هستم» یعنی من با این خصوصیات تحقق دارم، و این شکل من که الآن شما در این عکس میبینید، یک حقیقت خارجی دارد، پس هست.
منبابمثال اگر شما عکس یک حیوان و گوسفند را هم ببینید، میگویید: این حیوان و این گوسفندی که تا الآن نبوده و وجود خارجی نداشته و فقط صورتی بوده است که نقاش آن را رسم کرده است، الآن این گوسفند هم در خارج هست، و هستی هر دوی ما به یک منوال است؛ یعنی یک حقیقت در هر دوی ما هست که اینطور شدهایم، و اگر آن حقیقت در ما نبود، اینطور نمیشدیم، بلکه همان عکس روی کاغذ بودیم. آن حقیقت باعث شده است که این عکس روی کاغذ تبدیل به یک شیء خارجی شود. ما اسم آن حقیقت را «هستی» میگذاریم. پس آن هستیای که هم این عکس گوسفند روی کاغذ را در خارج درست کرده است و هم آن عکس من را در خارج درست کرده است، از چه مقولهای است و به چه شکلی است و چه حقیقت و هویّتی دارد که با وجود اینکه هویّت آن تنها است و اختلافی در آن نیست، شما به هر دوی اینها میتوانید بگویید: «هست»؟ اما اگر در آن اختلافی باشد، ما دیگر نمیتوانیم هم به این بگوییم «هست» و هم به آن بگوییم «هست»، چون دو چیز مختلف هستند.
