
جلسه ۱۶
المرحلة الأولى في الوجود و أقسامه الأولية و فیها مناهج؛ الأول في أحوال نفس الوجود؛ فصل (1) في موضوعيته للعلم الإلهي و أولية ارتسامه في النفس
جلسه ۱۶
8یا منبابمثال: این اطاق بالقوه میتواند بیست نفر را در خودش جا بدهد؛ ولی الآن بیست نفر در این اطاق نیستند. این یعنی ما به لحاظ آن امر معدومی که نازلمنزلۀ موجود شده است، آن مفهوم را در نظر گرفتهایم. به این بالقوه میگوییم. اما بالفعل این است که الآن بیست نفر باشند، یعنی زید و عمرو و بکر و خالد جلوی چشم ما وجود داشته باشند. البته این بحث بالقوه و بالفعل در اینجا أخص از بحث قوه و فعل در فلسفه است.
مطلب دیگر در اینجا این است که قوه و فعل یکوقت به امر معدوم تعلق میگیرد و یکوقت به امر خارجی تعلق میگیرد؛ مثلاً وقتی میگوییم که الموجود بما هو موجودٌ، له إستعدادُ أن یتبدّل بموجودٍ آخر، در اینجا همین شیء خارجی بما أنه موجودٌ را در نظر میگیریم و اسم جهت استعداد تبدل آن را قوه میگذاریم. اما هر وقت به امر معدوم تعلق بگیرد، معدوم را نازلمنزلۀ موجود میکنیم و به لحاظ آن، اسم این را قوه میگذاریم؛ مثل اینکه یک نطفه بالقوه میتواند علقه بشود و بالقوه میتواند انسان بشود. در اینجا آن معدوم نازلمنزلۀ موجود میشود، آنوقت ارتباط این موجود با آن معدوم، ارتباط بالقوه و بالفعل میشود.
«و گاهی برای انسان وصف آورده میشود که این مساوی با شیئی است (مثلاً انسان مساوی با یک بقر است) یا اصغر از او است یا اکبر از او است، و گاهی صفت آورده میشود که متحرک است یا ساکن است، گرم است یا سرد است، یا غیر این صفات (مثلاً متحیز است یا نیست).»
ثمّ إنّه لا یُمکن أن یوصف الشیء بما یجری مجریٰ أوسط هذه الأوصاف إلاّ من جهة أنه ذو کمًّ.
«ما نمیتوانیم اوسط این اوصافی را که بیان کردیم، برای یک شیء بیاوریم مگر اینکه دارای کم باشد.»
اوسط این أوصاف یعنی توصیف به «مساوٍ لشیء أو أصغر منه أو أکبر». اگر شیئی کمّ متصل قارّالذات، مثلاً خط، نداشته باشد، نمیتوانیم برای آن شیء وصف بیاوریم که هذا الشیءُ أصغرُ من هذا الشیء أو مساوٍ لهذا الشیء أو أکبر مِن هذا الشیء. لذا نمیتوانیم در عقول بگوییم که این مساوی با آن است یا اصغر از آن است یا اکبر از آن است؛ مثلاً نمیتوانیم به ملائکه بگوییم که این مَلک از آن کوچکتر است یا این ملک از آن بزرگتر است. البته سعه مطلب دیگری است، اما نمیتوانیم این را از نظر کمّ و مقدار بگوییم. شیء باید دارای کم باشد تا بتوان آن را به مساوات و لا مساوات و مقدار و... توصیف کرد.
