
جلسه ۱۶
المرحلة الأولى في الوجود و أقسامه الأولية و فیها مناهج؛ الأول في أحوال نفس الوجود؛ فصل (1) في موضوعيته للعلم الإلهي و أولية ارتسامه في النفس
جلسه ۱۶
11میگویند که ریاضیات چهار علم است: هیئت که عبارت است از علم به تناسب بین اجرام سماوی و حرکت و استقامت و استداره و تقابل آنها؛ و هندسه؛ و حساب که موضوع آن عدد است؛ و موسیقی که موضوع آن اوزان است.
البته منظور از موسیقی، ساز و دنبک و تار و سنتور نیست، اینها آلات موسیقی هستند؛ بلکه علم موسیقی عبارت است از کیفیت اوزانی که نغمات مختلف را بهوجود میآورد و نُتهایی که اگر در این دستگاه واقع بشوند، این نوع صداها بهوجود میآید. منبابمثال اگر این اوزان در تار واقع بشود، این خواص از آنها بهوجود میآید: ممکن است شخصی به گریه بیفتد، ممکن است شخصی به مسرت و خنده بیفتد، ممکن است شخصی به خواب برود و....
سابقاً موسیقی علمی بود که آن را جزء فلسفه بهحساب میآوردند و در ریاضیات از آن بحث میکردند. سابقاً ریاضیدانها در موسیقی هم وارد بودند؛ چون موسیقی دارای اوزان ریاضی است. منبابمثال این نُت باید دو ثانیه طول بکشد و بعد یکمرتبه ارتفاع بگیرد و سه ثانیه ادامه داشته باشد و یکمرتبه تنازل کند و در آنجا در یک نقطه مکث داشته باشد، بعد به عقب یا جلو برگردد. تمام اینها حرکات و نوساناتی در آن آلات است که بهواسطۀ تقدم و تأخر آن، این أعراض به وجود میآید، و همۀ اینها نوعی از عدد است.
اصل این موسیقا از یونان است و به نغمه و آواز گفته میشود؛ مثل فَیلا سوفیا که اصل آن یونانی است. «سوفیا» یعنی حکمت که علمی الهی است، و «فیلا» یعنی محب؛ و «فیلا سوفیا» یا «فیلا سوفا» به معنای دوستدار و محبّ فلسفه و کسی است که دنبالهروِ فلسفه است. البته در زبان انگلیسی Wisdom به معنای حکمت است و Wiseman به معنای حکیم است. موسیقا هم همینطور است و سابقۀ قبل از اسلام دارد. موسیقی از ناحیۀ ایرانیان در میان أعراب وارد شد و بعد در زمان اسلام در دربار هارونالرشید رشد پیدا کرد.1 ولیکن چون موسیقی یک اسم یونانی است، ما مطلبی بهعنوان موسیقی در روایات نداریم؛ بلکه آنچه در روایات آمده است، به عنوان غناء آمده است، که یک بحث دیگری است و با موسیقی فرق میکند.
- رجوع شود به تاریخ موسیقی ایران، حسن مشحون.
