
جلسه ۱۶
المرحلة الأولى في الوجود و أقسامه الأولية و فیها مناهج؛ الأول في أحوال نفس الوجود؛ فصل (1) في موضوعيته للعلم الإلهي و أولية ارتسامه في النفس
جلسه ۱۶
7تقسیمبندی نعتهای یک شیء به حیثیت وجودی و کمی و مادی
ایشان در اینجا چند مثال دربارۀ انسان میزند:
اعلَم أنّ الإنسانَ قد یُنعَت بأنّه واحدٌ أو کثیرٌ، و بأنّه کلّیٌ أو جزئی، و بأنّه بالفعل أو بالقوّة، و قد ینعت بأنه مساوٍ لشیء أو أصغر منه أو أکبر، و قد ینعت بأنّه متحرک أو ساکن، و بأنّه حار أو بارد أو غیر ذلک.
«گاهی اوقات این نعتها را برای انسان میآورند: طبیعت انسان واحد است یا کثیر است، کلی است یا جزئی است، بالفعل است یا بالقوه است.»
این سه نعتی که در اینجا آوردهاند، مربوط به انسان بما هو انسان است، نه انسان بأنه موجودٌ فی الخارج؛ چون انسان بأنه موجود فی الخارج دو حالت ندارد و نمیتواند واحد باشد یا کثیر باشد، بلکه فقط یک حالت دارد و واحد است و کثیر در خارج نداریم؛ همچنین انسان خارجی نمیتواند بالفعل یا بالقوه باشد، چون این آدمی که الآن بهوجود آمده است دیگر بالقوه نیست.
تلمیذ: بحث کلی یک بحث مفهومی است؛ ولی بحث بالفعل و بالقوه یا بحث واحد و کثیر تماماً در حقیقت خارجی انسان است و بحث مفهومی نیست.
استاد: نه، انسان را از نقطهنظر حکایتش از خارج عرض کردم. همانطوریکه بعداً میآید، بهطور کلی وقتی از بالقوه یا بالفعل بحث میشود، نظر به طبیعت یک شیء است بهطوریکه حقیقت آن شیء منحاز از وجود خارجی آن طبیعت لحاظ میشود؛ منتها ما حقیقت این شیء را بهعنوان مرآت برای امری که هنوز تحقق پیدا نکرده است در نظر میگیریم و اسم آن را بالقوه میگذاریم، و همین حقیقت شیء را با لحاظ حکایت و مرآتیّت از امری که تحقق پیدا کرده است در نظر میگیریم و اسم آن را بالفعل میگذاریم.
منبابمثال، این نطفه نسبت به آن مرحلهای که هنوز وجود ندارد بالقوه است؛ یعنی ما این نطفه را نسبت به آن حالتی که بعداً میتواند پیدا کند در نظر میگیریم، بهطوریکه آن معدوم را نازلمنزلۀ موجود فرض میکنیم و بعد این نطفه را به لحاظ آن حالت در نظر میگیریم و به آن بالقوه میگوییم. لذا اینکه میگوییم: «این نطفه بالفعل میشود» به معنای این نیست که این آن میشود؛ بلکه در اینجا یک معنای کلی و یک مفهوم را در نظر گرفتهایم که این نطفه، مصداق خارجی آن مفهوم است و آن مفهومی که ما از این نطفه داریم، بعداً در خارج به وجودی تبدیل میشود که ما در حکم نازلمنزلۀ موجود گرفته بودیم. به این بالفعل میگوییم.
