
جلسه ۱۵
السفر الأول و هو الذي من الخلق إلى الحق في النظر إلى طبيعة الوجود و عوارضه الذاتية المسلك الأول في المعارف التي يحتاج إليها الإنسان في جميع العلوم المقدمة في تعريف الفلسفة و تقسيمها الأولي و غايتها و شرفها
جلسه ۱۵
8حکمت نظری و عملی در آیات شریفۀ قرآن
و إلیٰ فنَّیِ الحکمة کلَیهما أُشیرَ1 فی الصّحیفة الإلهیّه: ﴿لَقَدۡ خَلَقۡنَا ٱلۡإِنسَٰنَ فِيٓ أَحۡسَنِ تَقۡوِيمٖ﴾،2 و هی صورته الّتی هی طرازُ عالم الأمر؛ ﴿ثُمَّ رَدَدۡنَٰهُ أَسۡفَلَ سَٰفِلِينَ﴾،3 و هی مادّته الّتی هی من الأجسام المُظلمة الکثیفة؛ ﴿إِلَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ﴾، إشارةٌ إلیٰ غایة الحکمة النّظریّة؛ ﴿وَعَمِلُواْ ٱلصَّـٰلِحَٰتِ﴾،4 إشارةٌ إلیٰ تمامِ الحِکمةِ العَمَلیّة.
«و به هر دو فنّ حکمت در صحیفۀ الهیه اشاره شده است در آنجایی که میفرماید: [﴿بهتحقيق كه ما انسان را در نيكوترين قوام آفريديم!﴾] که عبارت است از صورت جوهری انسان بر نمط و بر وزان عالم امر، یعنی همان حقیقت محضۀ وجود بسیط.»
آن جنبۀ استعدادی که میتواند به آن عالم امر برسد، فقط در انسان است؛ ولی این جنبه در بقیه نیست و چنین قوهای را حتی ملائکه هم ندارند، همانطورکه «ولَو دَنَوتُ أنمُلةً لاحتَرَقتُ»5 اشاره به این مطلب است.
«﴿اين انسان را تا أسفلالسّافلين [پايينترين مرتبه از سلسله مراتب وجود] پايين ميآوريم﴾ که همان مادۀ انسان است، که عبارت است از اجسام مظلمۀ کثیف است.»
این انسان که دارای این مرتبۀ عالی است که مافوق آن هیچ علوّی تصوّر نمیشود، پایین میآید و خودش را به چیزهای خندهداری سرگرم میکند!
«﴿مگر آن كساني كه ايمان آوردهاند (كه آنها از ردّ به أسفلالسّافلين استثناء شدهاند).﴾ و این اشاره است به غایت حکمت نظریه که عبارت است از ایمان به مبدأ و معرفت مبدأ و پروردگار کما هو هو.»
این مرتبۀ ایمان واقعی است؛ یعنی جنبۀ اعتقادی و یقینی خود را نسبت به مسائل مبدأ و معاد محرز میکنند. البته ایمان مراتبی دارد؛ مرتبۀ بالای آن ایمان افرادی است که به مرحلۀ کامل ایمان میرسند، و مرتبۀ پایین آن ایمانی است که ابوسفیان داشت، گرچه ایمان حقیقی نبود.
این مربوط به حکمت نظری است. البته این هم مثل همان قبل است و همان اشکال قبل، در اینجا هم میآید؛ یعنی همانطور که خدمتتان عرض کردم، باید حقیقت حکمت نظری در وجود او تجلّی پیدا کند، نهاینکه این مسائل برای او فقط با برهان و دلیل باشد. حضرت رسول اکرم یا حضرت ابراهیم یا هیچکدام از پیامبران نگفتهاند که خدایا، این مسائل را برای ما برهانی کن! یعنی مقدمات بچینیم و از اولیات و یا نظریات قطعی، شکل اول و دوم و سوم درست کنیم و به نتیجه برسیم! بلکه معنایش این است که حقیقت حکمت نظری در وجود آنها بهنحو انکشاف، تجلّی پیدا کند.
- خ ل: أُشهر.
- سوره تین (٩٥) آیه ٤.
- سوره تین (٩٥) آیه ٥.
- سوره تین (٩٥) آیه ٦.
- مناقب آل أبیطالب علیهم السّلام، ج ١، ص ١٧٩.
