
جلسه ۱۵
السفر الأول و هو الذي من الخلق إلى الحق في النظر إلى طبيعة الوجود و عوارضه الذاتية المسلك الأول في المعارف التي يحتاج إليها الإنسان في جميع العلوم المقدمة في تعريف الفلسفة و تقسيمها الأولي و غايتها و شرفها
جلسه ۱۵
4بنابراین مرحوم شیخ بهائی در اینجا اشتباه کرده که گفته است:
گنج علم ما ظهر مع ما بطن *** گفت: از ایمان بود حبّ الوطن این وطن مصر و عراق و شام نیست *** این وطن شهری است کآن را نام نیست زانکه از دنیا است این اوطان تمام *** مدح دنیا کی کند خیر الأنام؟1 میگوید که چون این وطنها از دنیا است، لذا پیغمبر اکرم هیچوقت وطن و سرزمین را مدح نمیکند. البته ایشان منظور دیگری دارد و حقیقتی در این شعر نهفته است که آن حقیقت درست است، گرچه خود این شعر اشتباه است. مرحوم شیخ بهائی میفرماید: همانطور که در حدیث هم وارد است: «حُبُّ الوطنِ مِنَ الإیمانِ!»2 این وطن، وطن «لا إله إلّا اللَه» و وطن مقصود و همانجایی است که از آنجا آمدهایم. این معنا معنای بسیار خوب و صحیح و توجیه وجیهی برای این روایت است.
البته ما میتوانیم «وطن» را به معنای سرزمین اسلام بگیریم که انسان باید در آنجا زندگی کند و از حدود و ثغور آن دفاع کند و برای حفظ حدود و کیان آن قیام کند. این محبت اشکالی ندارد؛ مثلاً اشکالی ندارد که انسان نسبت به ایران از باب اینکه دارای حکومت اسلام است محبت داشته باشد، نه از باب اینکه دارای یک حدود جغرافیایی است. در اینصورت وطن انسان آنجایی است که حکومت اسلام در آنجا برقرار است، ولو اینکه انسان در جای دیگری زندگی کند؛ مثلاً اگر شخصی در آفریقا زندگی میکند اما حکومت اسلام در جای دیگری است، باید آن جای دیگر را دوست داشته باشد، نه آن جایی که در آن زندگی میکند.
بنابراین «داخلی» به مسلمانان و افراد سرزمینهایی گفته میشود که دارای حکومت اسلام هستند، و «خارجی» و «بیگانه» و «اتباع بیگانه» به افرادی گفته میشود که خارج از حکومت اسلام هستند، گرچه در خود مملکت اسلام زندگی میکنند. بنابراین اگر مسلمانی در آنطرف آفریقا مسلمان و شیعه باشد، غلط است که او را اتباع بیگانه بنامیم، بلکه باید او را خودی بنامیم. اسلام بیگانه ندارد. بیگانه در اسلام یعنی بیگانۀ از مذهب و شریعت، نه بیگانه بهعنوان جدا شدۀ بهوسیلۀ حد و مرز. آن حد و مرزی را که روی یک میز با یک مداد، اینطرف و آنطرف میکنند و دو تا تپه و سه تا دریا و صحرا به آن اضافه میکنند، باعث بیگانگی نمیشود. اسلام براساس اعتباریات نیست؛ یعنی اینطور نیست که چند نفر آدم عرقخور با مغزهای عرقی و ورقی برای ممالک دنیا تکلیف تعیین کنند، آنوقت اسلام بگوید که چون آنها این مرز را تعیین کردهاند، هر کس اینجا را دوست داشته باشد، از ایمان است!3
- کلّیات اشعار و آثار فارسی شیخ بهاءالدین محمّد عاملی، نان و حلوا، ص ١٠.
- أمل الأمل، شیخ حرّ عاملی، ج ١، ص ١١.
- جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به امام شناسی، ج ٨، ص ١٦٥؛ نرمافزار کیمیای سعادت، متن جلسات شرح حدیث عنوان بصری، ص ٩٧٤ و ٣٢٩٦.
