
جلسه ۱۵
السفر الأول و هو الذي من الخلق إلى الحق في النظر إلى طبيعة الوجود و عوارضه الذاتية المسلك الأول في المعارف التي يحتاج إليها الإنسان في جميع العلوم المقدمة في تعريف الفلسفة و تقسيمها الأولي و غايتها و شرفها
جلسه ۱۵
11البته عرض شد که در اینجا «جُسمانیات» غلط است، چون تجرّد از جُسمانیات معنا ندارد؛ بلکه باید تجرد از تعلّق به جُسمانیات باشد.
علت شرافت علم حکمت بر سایر علوم
ثمّ لایخفیٰ شرفُ الحکمة من جهاتٍ عدیدةٍ؛
منها: أنّها صارت سببًا لوجود الأشیاء علَی الوجه الأکمل، بل سببًا لنفس الوجود.
«[مخفی نماند که] حکمت از جهات عدیدهای شرف دارد؛
یکی از آنها این است که حکمت، سبب وجود اشیاء بر وجه أکمل و أتمّ است؛ [بلکه حکمت، سبب نفس وجود است.]»
البته در اینجا بهتر بود که میفرمود: «سببًا لمعرفةِ نفسِ الوجود» چون حکمت، از وجود تراوش میکند، نهاینکه حکمت سبب برای وجود باشد؛ یعنی وجود در مقام معلولیّتِ از حکمت نیست، بلکه در مقام علّیت نسبت به حکمت است. پس بهتر است که بگوییم: «سبب معرفت وجود است.» چون خودشان هم در ادامه میفرمایند:
إذ ما لم یُعرف الوجودُ علیٰ ما هو علیه، لا یمکن إیجاده و إیلاده. و الوجودُ خیرُ محضٍ، و لا شرفَ إلّا فی الخیر الوُجودی.
«چون اگر وجود آنطوریکه هست شناخته نشود، ممکن نیست که خدا آن را بهوجود بیاورد و تولید کند، پس باید اول خود وجود شناخته بشود تا آن جنبههای علّی و معلولی آن برای موجد و مولد آن روشن بشود. وجود، خیر محض است و شرفی نیست مگر در خیر وجودی.»
چون قبلاً هم در منظومه خواندیم:
و الشّر أعدامٌ فکَم قد ضلَّ مَن *** یقولُ بالیزدان ثمّ الأهرمن1 یعنی جنبۀ شر همیشه ناشی از جنبۀ عدم است و چون وجود خیر است، بنابراین شر از وجود تراوش نمیکند.
و هذا المعنیٰ مرموزٌ فی قوله تعالیٰ: ﴿وَمَن يُؤۡتَ ٱلۡحِكۡمَةَ فَقَدۡ أُوتِيَ خَيۡرٗا كَثِيرٗا﴾.2
«[و این معنا مخفی است در قول خداوند متعال که میفرماید:] ﴿كسي كه به او حكمت عنايت شود، خير كثير به او داده ميشود.﴾»
یعنی کسی که بهرۀ بیشتری از حصّۀ وجودی ببرد، خیر کثیری نصیب او خواهد شد و کسی که به حقیقت وجود برسد، به حقیقت خیر محض رسیده است.
- شرح المنظومة، ج ٣، ص ٥٢٨.
- سوره بقره (٢) آیه ٢٦٩.
