
جلسه ۱۳
السفر الأول و هو الذي من الخلق إلى الحق في النظر إلى طبيعة الوجود و عوارضه الذاتية المسلك الأول في المعارف التي يحتاج إليها الإنسان في جميع العلوم المقدمة في تعريف الفلسفة و تقسيمها الأولي و غايتها و شرفها
جلسه ۱۳
2بسم اللَه الرّحمٰن الرّحیم
الحمدُ لِلّه ربِّ العالمینَ
و الصلاةُ علیٰ خیرة اللَه المُنتجبینَ محمّدٍ وَ آله الطّاهرینَ
و اللّعنةُ علیٰ أعدائهم أجمعینَ
عرض شد که دو علم در تحقیق حقیقت موجود ـ چه موجود سِفلی و چه موجود عِلوی و حتی خود موجودیّت حق تعالیٰ ـ در نظام هستی وجود دارد: فلسفه و عرفان.1
اگر این تحقیق براساس برهان و نظریات باشد، عبارت است از همین انتقاش صور مظاهرِ وجود در وعاء ذهن، به هر کیفیّتی که نقش ببندد و به هر مقداری که نزدیک به واقع باشد، علیٰ طاقة البشریّة؛ «بر حسب طاقت بشری». به این «فلسفه» میگویند.
لزوم برهانی بودن مسائل فلسفه و اصول عقاید
فلسفه عبارت است از انتقاش صور حقیقی اشیاء با برهان، نه با گمان و نه با تقلید. منبابمثال اگر چون دیگران نسبت به مَلک و روح اینطور گفتهاند ما هم این نظریه را داشته باشیم، به این فلسفه نمیگویند؛ یا اینکه اگر انسان بهواسطۀ ادله از روی ظواهر و دلائل غیر قطعیه از نظر سند و یا دلالت، به مسئلهای گمان پیدا بکند، به این فلسفه نمیگویند.
کیفیت تمسک به اخبار آحاد در اصول عقاید
شاید آن مطلبی که بعضیها میگویند: «انسان در اصول عقاید نمیتواند به اخبار آحاد تمسک کند» بر همین اساس و ملاک باشد؛ بهجهت اینکه اخبار آحاد قطعی نیست؛ ولی در اصول عقاید، جنبۀ التزامی انسان نسبت به معارف مبدأ و معاد لازم است و این التزام از نقطهنظر اهمّیت، در مرتبۀ بالایی قرار دارد.
اگر ما بخواهیم نسبت به مسئلۀ حجّیت اخبار بحث کنیم، از بحث اصلی فاصله میگیریم، و یادم میآید قبلاً راجع به این قضیه صحبتی شده بود که اصلاً ملاک در حجّیت اخبار چیست؟ و آیا این حجّیت به یک نسقِ واحد در همۀ موارد ساری و جاری است یا اینکه بر حسب کلّ مورد تفاوت پیدا میکند، همانطور که وثاقت و یا علم تفاوت پیدا میکند؟ منحیثالمجموع برای هر موضوع و موردی به یک وثاقت مختصّ به خود نیاز داریم.2 وقتی کسی میآید و به شما میگوید: «الآن که میآمدم، دیدم که ماشینی تصادف کرد و یکی را کشت!» شما قول او را میپذیرید، بهخاطر اینکه تصادف و تلفِ بهواسطۀ تصادف، یک مسئلۀ عادی است و خیلی مهم نیست. اما منبابمثال اگر به شما بگوید: «بیا در دادگاه شهادت بده که این شخصی که الآن تصادف کرده مُرده است»، آیا شما بهصِرف همین قول این یک نفر اکتفا میکنید؟ اینطور که نیست. وقتی که مقام، مقامِ شهادت است و قرار است یک نفر را بهواسطۀ شهادت شما اعدام کنند یا از او دیه بگیرند یا او را تعزیر کنند و حد بزنند یا قصاص کنند، شما دیگر به حرف یک نفر اعتماد نمیکنید. وثاقت در اینجا با وثاقت در اینکه یک نفر از اینطرف خیابان آمد و بعد تصادف کرد، تفاوت دارد.
- رجوع شود به ص ١٢٩.
- رجوع شود به رسالۀ اجتهاد و تقلید، ص ٩٤، تعلیقه.
