
جلسه ۱۳
السفر الأول و هو الذي من الخلق إلى الحق في النظر إلى طبيعة الوجود و عوارضه الذاتية المسلك الأول في المعارف التي يحتاج إليها الإنسان في جميع العلوم المقدمة في تعريف الفلسفة و تقسيمها الأولي و غايتها و شرفها
جلسه ۱۳
5دو سه روز پیش یک نفر پیش من آمد و مطلبی از روزنامۀ اطلاعات گفت. مسئول روزنامۀ اطلاعات، استقامت فکری ندارد و من در مطالبی که در این روزنامه درج میشود، مسائل خلاف زیادی دیدهام. او گفت:
در این روزنامه شخصی به نام عباس تیلا مقالهای نوشته و گفته است: «اینکه زن باید بهاندازۀ نصف مرد ارث ببرد، در آن زمان درست بود، بهخاطر اینکه شوهر نفقۀ زن را میداد و مخارج زن بر عهدۀ مرد بود و لذا زن باید بهاندازۀ نصف مرد ارث ببرد.»
اصلاً چه ربطی به قضیۀ نفقه دارد؟! مثلاً این حرف چه ربطی به آن دختر کوچکی دارد که هیچ کسی به او نفقهای نمیدهد؟! حالا راجع به دیه چه میگویید؟! دیه که با ارث فرق دارد و اصلاً ربطی به نفقه ندارد!
از طرف دیگر، آیا پیغمبر در آن زمان نعوذ باللَه لال تشریف داشت که بگوید: «اگر زن برای شوهر کار کند ـ نهاینکه به بیرون از منزل برود و کار کند، بلکه مثلاً زن در مزرعه یا باغی که مرد دارد، برود و کار کند ـ بهاندازۀ مرد ارث میبرد و اگر کار نکند و شوهر نفقهاش را بدهد، بهاندازۀ نصف مرد ارث میبرد!»
اتفاقاً میگویند در همین نواحی خوزستان خود ما اینطور مرسوم است که اصلاً مرد داخل خانه مینشیند یا در قهوهخانه مینشیند و قلیان میکشد! آنوقت اگر استصحاب قهقرا را به ملاک عدم تغیّر، حجت بدانیم، باید بگوییم در زمان پیغمبر هم همین اوضاع بوده است و در عین حال، پیغمبر در اینجا هم حکم به تنصیف کردهاند؛ درحالیکه پیغمبر حکم به تنصیف نکردند.
الحمدلله وقتی بعضی علما این حرفها را بزنند، دیگر مسئلهای نیست و راه باز شده است و آن آقای روشنفکر بزرگوار هم فکر میکند و میگوید: «چون در این زمان زنها کار میکنند و در بیرون از منزل اشتغال دارند، قطعاً باید این حکم عوض بشود و حکم به تساوی ارث زن و مرد بشود!» یعنی هیچکسی نیست که جلوی اینها را بگیرد! و الحمدلله هر تودهای و کمونیستی در روزنامههایی که هزینهاش از بیتالمال صرف میشود افاضه میفرماید! خب آقاجان من، این مزخرفات و حرفها تازگی ندارد و در همان زمان رضاشاه هم میگفتند! این «نوآوری» که میگویند، یکسری حرفهای چرندی است که اول در ممالک عربی مثل مصر و تونس پیدا شده و بعد به ما رسیده است و ما تهماندۀ آنها را داریم میخوریم!
