
جلسه ۱۳
السفر الأول و هو الذي من الخلق إلى الحق في النظر إلى طبيعة الوجود و عوارضه الذاتية المسلك الأول في المعارف التي يحتاج إليها الإنسان في جميع العلوم المقدمة في تعريف الفلسفة و تقسيمها الأولي و غايتها و شرفها
جلسه ۱۳
17تلمیذ: انسان قبل از تنزل در قوس نزولی همهچیز داشت؛ اما همانطور که فرمودید، همراه با تنزل در قوس نزولی، الآن که اینجا آمده است دستش از همۀ آنها کوتاه شده و همه را فراموش کرده و حالت نسیان بر او غالب شده است، آیا میتواند دوباره به همان عوالم قبلی خودش برسد؟
استاد: میتوانیم بگوییم که مطالب شما مجموعهای از مطالب صحیح و بعضی از خلطها است.
مطلب صحیحش این است که انسان هیچ چیزی را بهدست نمیآورد؛ بلکه آنچه کسب میکند از وجود خودش است و تذکری برای آن مقام فناء و محو و اجمالی است که در آنجا بوده است.
اما نکتهای که در اینجا بهنظر میرسد این است که این تذکر، در مقام تفصیل است؛ یعنی انسان بهواسطۀ کمال و سعهای که پیدا میکند، آن استعدادی را که با خودش میآورد به فعلیّت میرساند. این فعلیّت یعنی تفصیل؛ یعنی آنچه بهنحو اجمال در او بود و هرچه میگشت پیدا نمیکرد، الآن میبیند که وارد این عالم شده است و اینچنین خیال میکند که این عالم برایش آشنا است. یعنی اینطور نیست که شما یکدفعه وارد یک خانه بشوید و بگویید: عجب جایی است و چه در و دیواری دارد و چنین چیزی در خواب هم به ذهنمان نمیآمد! نه، آنجا اینطور نیست؛ ولی وقتی انسان وارد آنجا میشود میگوید: مثلاینکه اینجا آشنا است!
مثلاً انسان گاهی اوقات چنین احساسی دارد که وقتی با بعضیها در دفعۀ اول برخورد میکند، گویا ده سال است که او را میشناسد و با هم رفیقاند. این بهخاطر این است که یکسری ارتباطاتی در این بین بوده است، ولی هرچه میگردد در خودش پیدا نمیکند. وقتی میرسد میگوید: این همان چیزی بود که من به دنبالش بودم و با آن بودم! یعنی وجه او ناخودآگاه به چنین مسئلهای اتجاه داشت.
ابنفارض در اینجا به مقام هوهویّت و تعیّن به همۀ مادون اشاره میکند و خیلی عجیب میگوید:
