
جلسه ۱۳
السفر الأول و هو الذي من الخلق إلى الحق في النظر إلى طبيعة الوجود و عوارضه الذاتية المسلك الأول في المعارف التي يحتاج إليها الإنسان في جميع العلوم المقدمة في تعريف الفلسفة و تقسيمها الأولي و غايتها و شرفها
جلسه ۱۳
4لذا این قضیهای که مرحوم علاّمه طباطبائی مطرح کردهاند بسیار مسئلۀ دقیقی است و خیلی قابل اهمّیت است که اصلاً خود «شناخت راوی» مسئلهای است؛ یعنی اصلاً راوی را بشناسیم که کیست و مقدار معلوماتش چیست و در چه ظرفیّتی است.1
اصلاً راه دور نرویم؛ مثال حی و حاضر: حضرت والد یک حرف میزدند، به ده صورت نقل میکردند و به ده صورت تفسیر میشد! حالا اینکه بعضیها میگفتند: «منظور آقا این بود» دیگر بماند، آن دیگر صد صورت میشد! فقط همینقدر میگویند که آقا این مطلب را فرمودند؛ ولی اگر نواری وجود داشته باشد و انسان گوش بدهد میبیند که اصلاً ایشان اینطوری نگفتهاند یا اصلاً زمینه اینطوری نیست. خلاصه اینکه قرائن در اینجا دخالت بسیار زیادی دارند.
اینکه بارها عرض میکردم: «ظهور نوعی» ملاک برای حجّیت نیست، بلکه «ظهور شخصی» مهم است؛ فایدهاش در اینجا پیش میآید. لذا وضع من در این اواخر طوری شده بود که دیگر به حرف هیچکس اعتماد نداشتم. خدمت آقا میآمدند و میگفتند: «آقا، شما چنین حرفی زدهاید؟» ایشان میفرمودند: «نه آقا، کجا بنده این حرف را گفتهام؟!» بعد که آنها میرفتند، ایشان میفرمودند: «بنده اصلاً یکچنین مطالبی نگفتهام! اما نهاینکه اینها تقصیر داشته باشند، بلکه فهمشان متفاوت است.»2
اینجا است که در بحث تعارض ادله، مسئلۀ «افقهیّت» پیش میآید. «ضبط» مسئلۀ مهمی است؛ ولی اولین مسئله، افقهیّت است؛ یعنی چه کسی فهمش بالاتر است، چه کسی به امام علیه السّلام نزدیکتر است، چه کسی از امام علیه السّلام معارف را بیشتر تلقّی کرده است، چه کسی با جزئیات و ظرائف مطالب امام علیه السّلام سر و کار دارد؟ این قضیه مهم است. مسئلۀ افقهیّت، از ضبط و تحفّظ و اصدقیّت و وثاقت و صداقت و اعدلیّت و امثالذلک بالاتر است. آن کسی که فهمش بیشتر است میداند امام علیه السّلام که این مسئله را گفته است، در چه زمینهای بوده است و با چه افرادی صحبت میکرده است و آیا تقیه بوده یا نبوده است. یعنی خصوصیات فردیۀ آن مورد را در نظر میگیرد و حتی آن روایت را کنار میگذارد. البته اینطور نیست که اگر ما یک روایت را کنار بگذاریم مرتد شدهایم؛ گرچه الآن آقایان بهصرف اینکه مثلاً در فلان عبارت از این روایت اشکالی پیدا میشود، خیلی راحت روایات را کنار میگذارند و اصلاً هیچ باکی هم ندارند! از طرف دیگر، ما در بعضی موارد حتی روایت صحیح را هم خیلی راحت کنار میگذاریم و میگوییم که این روایت با قواعد ما نمیسازد! البته آن قواعدی که از خود ائمه بهدست ما رسیده است، نه قواعد ساختگیای که آقایان درست کردهاند!
- رجوع شود به المیزان، ج ٨، ص ١٤١؛ ج ١٢، ٢٦٢؛ ج ١٤، ص ١٣٣.
- جهت اطلاع از مبنای مؤلف محترم در حجّیت خبر واحد، رجوع شود به رساله اجتهاد و تقلید، ص ٩٤، تعلیقه ٢؛ عنوان بصری، ج ١، ص ١٦٩.
