
جلسه ۱۳
السفر الأول و هو الذي من الخلق إلى الحق في النظر إلى طبيعة الوجود و عوارضه الذاتية المسلك الأول في المعارف التي يحتاج إليها الإنسان في جميع العلوم المقدمة في تعريف الفلسفة و تقسيمها الأولي و غايتها و شرفها
جلسه ۱۳
3البته من در اینجا نمیخواهم این مطلب را بهعنوان یک نظریه و یک مطلب مسلّم قرار بدهم، بلکه میخواهم این مطلب را عرض کنم که وثاقت در موارد مختلف تفاوت دارد؛ یعنی آیا ادلۀ حجّیت خبر واحد فقط اختصاص به فقه و اعمال و تکالیف جوارحی دارد، یا با وجود خطیر بودن مسائل مربوط به مبدأ و معاد و مسائل توحید و امثالذلک، شامل التزام به معارف الهیه و عقاید هم میشود؟ منبابمثال در جایی که راوی در خدمت امام علیه السّلام نشسته است و امام در حال صحبت با شخصی است، با توجه به اینکه ما نمیدانیم راوی در چه مرحلهای از معارف قرار دارد، نمیتوانیم بهصرف وثاقت راوی که آدم خوبی است کلام او را بپذیریم و بهعنوان یک اصل اعتقادی تلقّی کنیم، و اصلاً خیلی بعید است که عقل سلیم در اینجا همچنین اجازهای به ما بدهد. در مسائل مربوط به مشکلات مسئلۀ توحید و سختترین قضایای توحیدی که یک فیلسوف در آن میماند، بهصرف روایتی که مثلاً سکونی نقل کرده است و معارفش فقط در حدّ همین فقه است، نمیتوانیم بگوییم مسئله به همین کیفیّتی است که او گفته است و بنا و پایههای اعتقادیمان را بر آن بگذاریم؛ علاوه بر اینکه حرفهایی هم در وثاقت او هست.1 پس به همین مقدار که در معارف مبدأ و معاد روایتی از امام رضا علیه السّلام نقل کند، نمیتواند قابل قبول باشد.
اولاً مقدار ظرفیّت راوی ملاک است. ثانیاً اینها نقلبهلفظ نکردهاند، بلکه نقلبهمعنا کردهاند. وقتی نقلبهمعنا کرده است، ما چطور به کلام او اعتماد کنیم؟ اگر نقلبهلفظ میکرد و میگفت: «عین عبارت امام علیه السّلام این است!» قابل قبول بود. منبابمثال روایت «مَن ماتَ و لَم یَعرف إمامَ زَمانِه ماتَ میتةً جاهلیّةً»2 نقلبهلفظ است و تواتر لفظی در اینجا وجود دارد و ما بنا بر این روایت، در مسئلۀ شناخت و اتحاد معرفت امام و معرفةاللَه میتوانیم مجالی برای بحث داشته باشیم. اما مثلاً یک راوی در یک مسئلۀ توحیدی از امام علیه السّلام سؤال کرده است و حضرت طوری به او جواب میدهند که اصلاً با آن معارفی که ما در دست داریم نمیسازد؛ در اینجا حضرت بر طبق فهم آن شخص با او صحبت کرده است، چون افراد مختلفاند. شما در علل نگاه کنید: از امام رضا علیه السّلام یا امام صادق علیه السّلام سؤال میکنند: «چرا نماز صبح را باید بلند بخوانیم؟» حضرت میفرمایند: «بهخاطر اینکه اگر مثلاً در سجده باشی و هوا تاریک است، کسی به تو لگد نزند!»3 آیا واقعاً علت بلند خواندن نماز صبح این است که کسی به انسان لگد نزند؟! اینکه نیست و معلوم است که حضرت این مسئله را بر طبق فهم آن شخص فرموده است.
- رجوع شود به الرجال، ابنغضائری، ص ٣٨؛ رجال النجاشی، ص ٥٦.
- کمال الدین، ج ٢، ص ٤٠. امام شناسی، ج ٢، ص ١٥١:
«کسی که بمیرد و امام زمان خود را نشناخته باشد، به مردن مردمان جاهلی از دنیا رفته است.» - علل الشرائع، ج ١، ص ٢٦٣، با قدری اختلاف.
