
جلسه ۱۳
السفر الأول و هو الذي من الخلق إلى الحق في النظر إلى طبيعة الوجود و عوارضه الذاتية المسلك الأول في المعارف التي يحتاج إليها الإنسان في جميع العلوم المقدمة في تعريف الفلسفة و تقسيمها الأولي و غايتها و شرفها
جلسه ۱۳
14مثلاً در اینجا یک دیگ حلوا است، بچه بهاندازۀ یک نعلبکی از این حلوا میخورد و شما بهاندازۀ یک بشقاب میخورید؛ نهاینکه بچه حلوا نخورده باشد، بلکه هم بچه حلوا خورده است و هم شما حلوا خوردهاید. پس معنا ندارد که انسان علیٰ حسب الطّاقة البشریّة به حقیقت یک شیء معرفت پیدا کند؛ چون یا انسان به حقیقت آن علیٰ ما هی علیها میرسد یا نمیرسد، مثلاً یا این حلوا را میخورد یا نمیخورد؛ اما معنا ندارد بگوییم که هم خورده است و هم نخورده است!
پس این اضطراباتی که در این عبارتها است، بهخاطر خلط بین حکمت شهودی و حکمت نظری است و مسئلۀ مهمّی هم نیست.
معنای «التشبّه بالإله» در تعریف حکمت عملی
«التشبّه بالإله» در حکمت نظری بیان شد؛ اما یک «التشبّه بالإله» دیگر هم داریم که آن تشبّه حقیقی است و عبارت است از اینکه انسان بهواسطۀ عمل و تزکیه و شهود، خود آن عین خارجی میشود؛ همان زید میشود و همان عمرو میشود و همان بکر میشود، یعنی داخل زید میرود و زید را میگیرد و داخل خودش میآورد و آن را ممزوج و هضم میکند و از هضم رابعش هم میگذراند. یعنی اگر بگویند: زید کجا است؟ میگوید: زید در من است. میگویند: زید که آنجا نشسته است! میگوید: نه آقا، آن فقط وجودی است که نشسته است، ولیکن زید واقعی من هستم.
لذا در خودش تصرف میکند، ولی او منفعل میشود، با اینکه هیچکاری با او ندارد! یعنی نیاز نیست سراغ او برود و با آجر بر سرش بزند، بلکه در وجود خودش اراده میکند، اما یکدفعه سر او که در آنطرف کرۀ زمین است درد میگیرد!
حقیقت و مراتب مقام فناء
تلمیذ: قبلاً فرمودید: «همه میتوانند به مقام احدیّت برسند و فرقی بین پیغمبر و غیر پیغمبر نیست؛ اما احدی نمیتواند به مرحلۀ مافوق آن که مقام عماء است، وارد بشود.» یعنی غایت هر سه مرحلۀ فناء را احدیّت بدانیم.
استاد: نهخیر، مقام عماء همان مقام فناء است و همه میتوانند به مقام فناء برسند. فناء ذاتی مافوق احدیّت است؛ چون فناء احدیّت مقام اسم است و هنوز بین اسم و ذات فرق و فاصله است.
