
جلسه ۱۳
السفر الأول و هو الذي من الخلق إلى الحق في النظر إلى طبيعة الوجود و عوارضه الذاتية المسلك الأول في المعارف التي يحتاج إليها الإنسان في جميع العلوم المقدمة في تعريف الفلسفة و تقسيمها الأولي و غايتها و شرفها
جلسه ۱۳
12نقد اخذ قید «علی الطاقة البشریة» در تعریف علم حکمت
البته همانطور که خدمتتان عرض کردم، اینهمه اشتباهاتی که در حکما میبینیم مربوط به حکمت نیست، بلکه اشکال از ترتیب مقدمات است و اینها در مقدمات موصل به نتیجه دچار اشتباه شدهاند؛ مثلاً باید از اولیات و بدیهیات استفاده میکردند، ولی نکردهاند و چهبسا ممکن است که تخمین و حدس و خطابه و شعر در این براهین تدخّل و تسرّی پیدا کرده باشد، بنابراین نتیجه که تابع أخسّ مقدمات است، به راه دیگری میرود. این مربوط به حکیم است و مربوط به حکمت نیست و ممکن است حکیم دیگری بیاید و با این حکمت به یک نتیجۀ واقعی برسد. یعنی فرق در حکیم است و این مسئله ربطی به حکمت ندارد و اشکال و اشتباهی در حکمت نیست، بلکه حکمت عین حقیقت و مساوی با حقیقت مطلق است؛ همانطوریکه مرحوم آخوند میفرمایند: «تنظیم امور بر کلّ عالم هستی علیٰ ما هو علیه.» لذا فرقی بین حکیم واقعی و حکمت نمیگذاشتیم.
اما چون ما در مقام معلولی و خَلقی قرار داریم، لذا رسیدن به واقعیّت و حقیقت عالم هستی و حقیقت وجود و ادراک آن کما هو علیه، برای کسی که خودش به قیود موجودیّت مقیّد است، تقریباً محال است؛ همانطور که مرحوم حاجی هم میفرماید:
مفهومُه مِن أعرَفِ الأشیاء *** و کنهُه فی غایةِ الخِفاء1 یعنی کنهِ وجود در عالم خفاء است. لذا در اینجا عرض کردم که ما میتوانیم خودمان را به آن حقیقت و واقعیّت وجود نزدیک کنیم. البته این مطلبی که عرض کردم، بهوسیلۀ براهین به این نتیجه رسیدیم.
منبابمثال این مطلبی را که عرض کردم: «اولین مرتبۀ تجرّد، مرتبۀ صورت است و بعد از آن، مرتبۀ بین صورت و معنا است و بعد از آن، مرتبۀ معنا است و بعد از آن، مرتبهای است که حتی معنا هم وجود ندارد.» شما در هیچ جایی و هیچ کتابی چنین قضیهای با چنین ترتیبی نمیبینید. پس انسان فکرش را به چه نحوهای تنظیم کند تا بتواند به آن نتیجه برسد؟ دیگران مراتب دیگری را علیٰ حسب فهمشان نقل کردهاند. اگر در اینجا مسئلهای هست، مربوط به شهود میشود؛ یعنی شهود دیگران وسیله شده است تا حکما بر آن اساس، برهان بیاورند؛ اما اینکه خود مطالب اولیه و بدیهیه، انسان را به این دستهبندی برساند، خیلی بعید است.
- شرح المنظومة، ج ٢، ص ٥٩.
