
جلسه ۱۳
السفر الأول و هو الذي من الخلق إلى الحق في النظر إلى طبيعة الوجود و عوارضه الذاتية المسلك الأول في المعارف التي يحتاج إليها الإنسان في جميع العلوم المقدمة في تعريف الفلسفة و تقسيمها الأولي و غايتها و شرفها
جلسه ۱۳
11من اسم نمیبرم ولی میدیدم که یکی از افرادی که از نقطهنظر تعمق در مسائل فلسفی در رتبۀ شاخصین در این عصر قرار دارد، در بدیهیترین مسائل مانده است؛ بهخاطر اینکه حکمت عملی که علم به زدودن اخلاق است، هنوز در او تثبیت نشده و متوجه نشده است که او که هنوز ناقص است و در مرحلۀ استعداد و هیولا قرار دارد، نمیتواند به مسائلی اطلاع پیدا کند و اشتغال بورزد و وارد بشود که جنبۀ فعلیّت، از ألزم لوازم و أوجب واجبات ورود در این مسائل است. اینها چون در حکمت عملی متوقف شدهاند، هنوز این مسئله را نمیفهمند و نمیدانند که پرداختن به مسائل اجتماعی و مسائل ولائی و مسائلی که مربوط به أعراض و دماء و نفوس است، استعداد و قابلیّتی مافوق طاقت بشری میخواهد؛ لذا میروند و گرفتار میشوند! حتی راجع به علم اخلاق هم کتاب نوشتهاند، اما این مطلب به جانشان ننشسته است و وقتی به جان ننشیند، فقط نقلبهمعنا است. این مسئله بهخاطر این جهت است که در نوشتن این کتاب فقط مسودّات را مبیضّه، و مبیضّات را مسودّه میکنند.
این معنای حکمتی که در اینجا میفهمیم، به یک عبارت میفرمایند: «الحکمةُ صیرورةُ الإنسان عالَمًا عقلیًّا مضاهیًا (مشابهًا) للعالَم العینیّ» و به عبارت دیگر میفرمایند: «الحکمةُ التّشبّهُ بالإلٰه» و به عبارتهای مختلف دیگری هم گفته شده است.
اگر ما حکمت نظری را «تنظیم و معرفت امور بحقیقتها کما هی علیها» بدانیم، این عبارت است از: تنظیم عالم هستی به صور علمیّه در ذهن انسان بر وفق تعیّنات خارجی؛ یعنی اگر آنچه در عالم از اجناس و انواع و فصول بکیفیّتِها علیٰ ما هی علیها وجود دارد، بهعنوان صور علمیه در ذهن نقش ببندد، این التّشبّه بالإلٰه میشود. التّشبّه بالإلٰه یعنی صور علمیهای بر وزان إشراف وجود پروردگار بر جنبۀ وجودی این اشیاء و نشئت این اشیاء از وجود پروردگار، در یک حکیم وجود دارد؛ یعنی صور علمیهای در ذهن او نقش بسته است که در وجود پروردگار بهعنوان صور عینیه و علم حضوری و بعینها و بتعیّنها و بصوَرها العینیّة حضور دارد، پس او متشبّه به إله است. البته علی الطّاقة البشریّة، یعنی نمیتوانیم بگوییم هر کسی میتواند به این مرحله برسد، نهاینکه امکان ندارد برسد، بلکه تا بهحال نرسیدهاند.
