
جلسه ۱۳
السفر الأول و هو الذي من الخلق إلى الحق في النظر إلى طبيعة الوجود و عوارضه الذاتية المسلك الأول في المعارف التي يحتاج إليها الإنسان في جميع العلوم المقدمة في تعريف الفلسفة و تقسيمها الأولي و غايتها و شرفها
جلسه ۱۳
6در این مسائل باید ملاکات را از خود روایات و از خود اهلبیت بهدست بیاوریم تا براساس آن ملاکات، صحت و سقم روایات برای ما روشن شود. همچنین باید موارد و خصوصیات ورود مسائلِ معارفی و اعتقادیای که اخذ میکنیم برای ما روشن بشود که در چه زمینهای بیان شده است.
تعریف شارح از علم فلسفه
به هر جهت، مطلبی که در اینجا عرض شد این است که فلسفه عبارت است از: تحقق و تنظیم نظم عالم هستی علیٰ ما هو علیه با برهان، یعنی با مطالب یقینی. لذا اگر مطالبی بهوسیلۀ ظن و اعتبار برای ما روشن بشود یا با تقلید از پدران و یا حتی مجتهدین برای ما مشخص بشود، به آن حکمت و فلسفه نمیگویند. منبابمثال مجتهدی که مطالب را طوری فهمیده است که در رسالهاش مینویسد: «کسی که قائل به وحدت وجود است مرتد و کافر و نجس است!» و شما از او تقلید کنید و به این مسئله پایبند بشوید، به این حکمت نمیگویند. اینها برای خودشان گفتهاند، یا اگر هم صحیح گفتهاند، التزام به اینها را حکمت نمیگویند. حکمت عبارت است از اینکه: «انسان نظم عالم وجود را علیٰ ما هو علیه بحَسَب الطّاقة البشریّة تنظیم کند.» این میشود فلسفه که البته خود مرحوم آخوند هم در شرح الهدایة الأثیریة به همین مطلب اشاره دارد. تعریفی که ایشان در آنجا برای فلسفه آوردهاند بهتر از تعریفی است که در اینجا آوردهاند؛ چون در این تعریف فقط به غایت فلسفه اشاره شده است، البته در ضمنش به خصوصیات حدودی و رسومی فلسفه هم اشاره شده است، ولی در آنجا دیگر غایت در نظر گرفته نشده است، بلکه غایت را بعداً آورده است. ایشان در آنجا میفرمایند:
صناعتی (عمل یا علم یا فنّی) است که انسان بهواسطۀ آن صناعت، به حقیقت هر موجودی کما هو علیه اطلاع پیدا میکند و حقیقت او برایش روشن میشود، بحسب الطّاقة البشریّة.1
بعد در آنجا میگوید که این حکمت بر دو قسم است: حکمت نظری و حکمت عملی.
- شرح الهدایة الأثیریة، ص ٦:
«فاعلَم أنَّ الحکمةَ صناعةٌ نظریةٌ یُستفادُ بها کیفیَّةُ ما علیه الوجودُ فی نفسه و ما علیه الواجبُ مِن حیث اکتساب النظریات و اقتناء الملکات لتستکمل النفس و تصیر عالمًا معقولاً مضاهیًا للعالم الموجود فیستعدّ بذلک للسعادة القصویٰ، و ذلک بحسب الطاقة البشریة.»
- شرح الهدایة الأثیریة، ص ٦:
