
جلسه ۱۲
السفر الأول و هو الذي من الخلق إلى الحق في النظر إلى طبيعة الوجود و عوارضه الذاتية المسلك الأول في المعارف التي يحتاج إليها الإنسان في جميع العلوم المقدمة في تعريف الفلسفة و تقسيمها الأولي و غايتها و شرفها
جلسه ۱۲
5یک مثال میزنم تا این قضیه روشن بشود:
اگر منبابمثال شما در خواب دیدید که در حال صحبت کردن با یک نفر هستید، یکدفعه آن شخص میشود یک شخص دیگر! حالا اگر خودتان هم ندیده باشید، حدّاقل شنیدهاید که یکدفعه این شخص میشود یک شخص دیگر!
یک وقت شخصی آمده بود و برای من تعریف میکرد و میگفت:
من در خواب دیدم که گاهی اوقات شوهرم میشد برادرم و گاهی اوقات برادرم میشد شوهرم.
یک حقیقت است که دو تا صورت به خود میگیرد؛ گاهی اوقات میشود شوهرش، گاهی اوقات میشود برادرش. این یک امر عادی است و شاید همه دیده باشند، و اگر نسبت به انسان ندیده باشند، نسبت به اشیاء دیگر دیدهاند. الآن این شخص بهطور کلی آن شخص میشود و خصوصیات او را پیدا میکند، نهتنها در صورت، بلکه در سیرت هم او میشود و بعد دوباره برمیگردد و خودش میشود، یعنی همان صورت اولی.
حالا در همین قضیۀ ما، شما یکچنین تصوّری بکنید که واقعاً این عکس شدهاید؛ یعنی شما آن شخصی بشوید که در این عکس است، شما آن شخصی بشوید که کنارش نشسته است، شما آن ظرف و ظروف و آن پرتقال و سیبی بشوید که در این جلو هست، شما آن منزل بشوید و.... در اینصورت چه احساسی نسبت به این عکس پیدا میکنید؟ دیگر نمیگویید که این عکس حکایت از این مسئله میکند؛ بلکه میگویید که خود همین است.
منبابمثال اگر الآن به شما بگویند که شما گرسنه هستی، یا بگویند که شما گرسنه نیستی؛ آیا میگویید که چون فلانی به من گفته است که گرسنه هستی، پس من گرسنهام؟! نهخیر! چون گرسنگی را در وجود خودتان احساس میکنید. هیچوقت نمیگویید که حکایت میکنم از یک شخص که او گفته است که بنده گرسنهام! وجود خودتان است، خودتان احساس میکنید؛ سیری را در خودتان احساس میکنید و گرسنگی را هم در خودتان احساس میکنید. خصوصیات وجودی خودتان را خودتان لمس میکنید. لمس عینی و وجدانی و تعقلی میکنید، نهاینکه حکایت میکنید، بلکه از خودتان و از وجود خودتان خبر میدهید.
