
جلسه ۱۲
السفر الأول و هو الذي من الخلق إلى الحق في النظر إلى طبيعة الوجود و عوارضه الذاتية المسلك الأول في المعارف التي يحتاج إليها الإنسان في جميع العلوم المقدمة في تعريف الفلسفة و تقسيمها الأولي و غايتها و شرفها
جلسه ۱۲
12اینکه میگویم که در اینجا عبارات خلط شده است، بهخاطر این جهت است که ما باید ببینیم «الحکمةُ صیرورةُ الإنسان عالمًا عقلیًا مشابهًا للعالم العینی»، به چه معنایی است؟ اگر به معنای این است که انسان تبدل ماهوی پیدا کند و حقیقت او به حقیقت وجود متبدل شود و با حقیقت هستی و نظام عوالم وجود عینیّت پیدا کند، پس اینکه در اینجا فرمودهاند: «بهقدر وسع انسان» یا «بهقدر طاقت بشری»، دیگر معنا ندارد؛ چون یا انسان به حقیقت وجود علیٰ ما هو علیه میرسد یا نمیرسد؛ اگر برسد دیگر به قدر وسع انسانی معنا ندارد و اگر نرسد، نرسیده است، پس این دیگر حکمت نبوده است. مگر اینکه ما اینطور توجیه کنیم که انسان به هر مرتبهای که برسد واقعاً به همان مقدار نسبت به هستی تقرب پیدا کرده است و نسبت به نظم عالم خلق و عالم امر تقرب پیدا کرده است؛ اگر کسی به مرحلۀ صفات برسد، به همان مقدار، اگر به مرحلۀ افعال برسد، به همان مقدار، و اگر به مرحلۀ اسماء برسد، به همان مقدار. به هر مرحلهای که برسد، به شرط اینکه علیٰ ما هو علیه باشد، به حقیقت آن رسیده است. حالا اگر علیٰ ما هو علیه نباشد، یعنی نزدیک به حقیقت او بشود، به همان اندازه از حکمت در وجود او قرار گرفته است و به همان اندازه تبدل و تغیّر پیدا کرده است.
هرکس از حکمت بهاندازۀ خودش بهرهمند میشود. یک وقت نزدیک دریا میآید، دریا موج دارد و باد هم میآید و ذراتی به سر و صورتش میخورد، بویی میکند، سر و صدایش را میفهمد، قدری از آن تراوشاتی که همراه با آن موج زدن است به سر و صورتش میخورد، خیس هم میشود و احساس هم میکند و میگوید که دریا باید اینطوری باشد؛ ولی هنوز داخل دریا نرفته است. بعد جلو میآید و وارد دریا میشود، دریا در ابتدا یک سانت است، بعد ده سانت میشود، بعد جلو میآید و یک متر میشود، بعد جلو میآید و ده متر میشود، بعد جلو میآید و میبیند که عجب، دریا چقدر عمق دارد! الآن در اینجا فقط یک متر از حقیقت دریا را لمس کرده است. موقعی حقیقت دریا را کاملاً لمس میکند که منبابمثال ده کیلومتر پایین برود. آنموقع هنوز فقط عمق دریا را لمس کرده است، ولی طول و عرض را نفهمیده است! شروع میکند به اینطرف و آنطرف حرکت کردن و بالا و پایین شنا کردن، بعد وقتی که به همۀ شراشر وجود او رسید، آنموقع میگوید: من حالا دریا را کما هو علیه احساس کردم! این میشود علیٰ طاقة البشریّة. حالا اگر اینطور معنا کنیم دیگر «علیٰ ما هو علیه» نیست، یعنی در مرتبۀ خودش بهرهمند شده است، نهاینکه واقعاً به حقیقت آن رسیده است تا در آن نظم نفسالأمریاش وجود داشته باشد.
