
جلسه ۱۲
السفر الأول و هو الذي من الخلق إلى الحق في النظر إلى طبيعة الوجود و عوارضه الذاتية المسلك الأول في المعارف التي يحتاج إليها الإنسان في جميع العلوم المقدمة في تعريف الفلسفة و تقسيمها الأولي و غايتها و شرفها
جلسه ۱۲
8هیچوقت در علم حضوری، علم به علم نیست؛ یعنی با اینکه وجود انسان را آن علم فراگرفته و پر کرده است، ولی انسان در ذهن خودش شاعر نیست که همچنین قضیهای وجود دارد. مثل چادری که بر روی یک شخص میاندازند و تمام وجود آن چادر مشتمل بر آن شخص میشود، علم حضوری هم مشتمل بر وجود انسان است؛ یعنی تمام وجود انسان را گرفته است و خود این شیء، حضور عند الشّیء پیدا میکند.
به عبارت دیگر، آیا خدا علم به وجود این خلایق دارد؟ یعنی خدا از آن بالا نگاه میکند و میبیند که مثلاً این زید الآن ایجاد شد و الآن از مادرش متولد شد؟ خدا همه را میبیند؛ درآمدنها را، رفتنها را، درست شدنها را و... خلاصه، هرچه شما بخواهید مسئله را اخفاء کنید، یک عده هستند که میبینند! نهتنها خدا میبیند، بلکه ملائکهاش هم میبینند. آخر این را چهکار کنیم؟ نهتنها ملائکهاش میبینند، بلکه افراد دیگری هم هستند که میبینند؛ علم حضوری دارند و این علم حضوری در خودشان حضور دارد. ولی علم خدا اینطور نیست، بلکه همینکه اشیاء، عند الذات و عندهُ حاضر هستند، این عبارت است از علم خدا.
اگر ما بخواهیم یک علم پیدا کنیم، باید چشممان را باز کنیم. اگر من چشمم را ببندم، نمیدانم که در جلوی من کتاب است. چشمم را که باز میکنم، نور از اینجا به چشم میخورد و برمیگردد، آنوقت با وجود این خصوصیات میبینم که در جلوی من کتاب است. ولی شما در علم حضوری نه نیاز به چشم دارید، نه نیاز به گوش دارید، نه نیاز به لمس دارید، نه نیاز به شامه دارید، نه نیاز به ذائقه دارید؛ به هیچ چیزی نیاز ندارید. علم حضوری عبارت است از حضور خود آن شیء در نزد شما. این میشود علم حضوری، که عالیترین مرتبۀ علم است.
اگر شما علم داشته باشید، بالأخره بین شما و بین آن شیء، دوئیّتی برقرار است. شما علم به چه چیزی پیدا میکنید؟ علم به «غیر» پیدا میکنید. پس بین شما و بین غیر، دوئیّت است، و این فایده ندارد؛ چون اگر علم پیدا بکنید، هیچ چیزی عائد شما نمیشود. هرچه علم پیدا کنید: اینجا کتاب است، اینجا دفتر است، اینجا ساک است، اینجا ساعت است، اینجا ضبط است و...؛ اما اینها هیچ به درد شما نمیخورد. آنچه به درد شما میخورد و میتواند شما را اشباع بکند عبارت است از آنچه برای شما وجدان بشود، یعنی در وجدان شما قرار بگیرد. آن میشود علم حضوری.
