
جلسه ۱۲
السفر الأول و هو الذي من الخلق إلى الحق في النظر إلى طبيعة الوجود و عوارضه الذاتية المسلك الأول في المعارف التي يحتاج إليها الإنسان في جميع العلوم المقدمة في تعريف الفلسفة و تقسيمها الأولي و غايتها و شرفها
جلسه ۱۲
9انسان وقتی سنین طفولیّت را تصوّر بکند ـ البته مشکل است ـ میفهمد که در چه وضعیّتی بوده است، علم او نسبت به اشیاء در چه حدّی بوده است، خواستهای او چه بوده است، چه تصوّراتی از هستی داشته است، چه تصوّراتی از مرگ و حیات داشته است و در چه محدودهای از فکر سیر میکرده است. میگویند: انسان وقتی میخواهد تربیت کند، باید خودش را جای آن بچه قرار بدهد؛ یعنی خودش را کوچک کند، کوچک کند، کوچک کند، تا بچه بشود، آنوقت میتواند با این بچه صحبت کند و زبان او را بفهمد.
وقتی شما دست بچه را میگیرید و به مشهد برای زیارت امام رضا علیه السّلام میبرید، اینطور نباشد که فقط بگویید که همینطور حرم میرویم و میآییم؛ چون بچه حرم و این حرفها را نمیفهمد. روزی یک مرتبه او را حرم ببرید خوب است، ولی وقتی که میخواهید او را حرم ببرید، ببرید آنجایی که کبوترها هستند، آنجا را هم نشانش بدهید. خودتان آنجاها نمیروید و میگویید که لازم نیست، پس برای این بچه هم نیازی نیست. اما اگر بخواهید بچه نسبت به امام رضا رغبت و میل پیدا کند باید او را ببرید و کبوترها را هم به او نشان بدهید، و باید او را برای گردش و تفریح به یک جای دیگر هم ببرید؛ وإلاّ اگر فقط همین باشد که بیاید و ببیند و برود، یک تصور غیر صحیح نسبت به امام رضا برای او پیدا میشود.
انسان باید خودش را جای بچه بگذارد و ببیند او الآن در چه افقی سیر میکند، او هم همانکار را انجام بدهد. انسان باید خودش را در افق زن بگذارد و ببیند الآن این زن در چه محدودهای است. وقتی خودش را جای او گذاشت، آنوقت میتواند نسبت به او برنامه قرار بدهد و عملیات تربیتی انجام بدهد؛ نهاینکه منبابمثال بگوید که این لباس را هم ندید، ندید! نیازی نیست و اشکالی ندارد! حالا ما یک قبا میپوشیم، او هم مثل ما. نهخیر، زن دارای یک محدوده و سعۀ فکری است و انسان باید بر طبق آن سعۀ فکری عمل کند، منتها تربیت باید تربیت صحیح باشد!
