
جلسه ۱۲
السفر الأول و هو الذي من الخلق إلى الحق في النظر إلى طبيعة الوجود و عوارضه الذاتية المسلك الأول في المعارف التي يحتاج إليها الإنسان في جميع العلوم المقدمة في تعريف الفلسفة و تقسيمها الأولي و غايتها و شرفها
جلسه ۱۲
6حالا اگر شما یکچنین افرادی بشوید، این میشود وجود عینی اشیاء. اینجا است که اگر از این شخصی که در این عکس است خبر دادید، دیگر از خودتان خبر دادهاید؛ چون دیگر کسی نیست که از او خبر بدهید، بلکه خودتان هستید. اینجا است که اگر شما فصل ممیّزی برای این پرتقال بیان کردید، دیگر اشتباه نیست؛ چون خودش هستید. اینجا است که اگر شما فصل ممیّز یک شخص را بیان کردید، در واقع شما به خودتان اطلاع دارید و از خودتان بیان میکنید، و دیگر اینطور نیست که به آن فصل ممیّز راه نداشته باشید.
تمایز حکمت نظری با حکمت عینی
بنابراین حکمت یعنی انسان در وجودش تبدل و تجردی پیدا کند که جنبۀ ابتعاد تعلق به خلق کنار برود و اقتراب ارتباط به ربّ جایگزین بشود و این قرب بهنحوی بشود که دیگر قربی باقی نماند، بلکه عینیّت و اتحاد حقیقی و ماهوی نسبت به عالم وجود پیدا بکند. اگر شما علم حضوری پیدا کنید و موجودات عالم بشوید، عالم میشوید؛ منتها این عالم داخل سرتان نشده است، وإلاّ سرتان میترکید! لذا صیرورت عقلی است و عقل در اینجا به معنای سرّ است. حقیقت حکمتی که در آیات و روایات و کلام عرفائی از فلاسفه آمده است، اشاره به این تحوّل تجردی نفس است؛ نهاینکه مسئلۀ عقلی است و صرف انتقال تصوّری و تصدیقی و براهینی است، گرچه حکما به این تعبیر هم معنا کردهاند. لذا عرض خواهم کرد که چطور در اینجا اختلاف در عبارات وجود دارد.
بنابراین اینجا است که میشود: «اللَهمّ أرِنی الأشیاءَ کما هی؛1 خدایا اشیاء را آنطوریکه هستند به من نشان بده!» وقتی پیغمبر به پروردگار عرض میکند که خدایا به من عنایت کن، در واقع میگوید که مرا متصل به حقیقت وجود بگردان، آنموقع دیگر من هر کس را آنطوریکه هست میبینم، نه آنطوریکه برای من نقل میکنند و نه آنطوریکه در کتابها مینویسند و نه آنطوریکه دیگران برای من میگویند! آنطور فایده ندارد؛ بلکه من آن شیء را کما هو علیه و آنطوری که هست و بر آن ماهیّتی که هست و بر آن هویّتی که دارد، به همین کیفیت ببینم. لازمۀ این هوهویّت، ولایت است. این میشود حکمت.
- معاد شناسی، ج ٥، ص ١٠٧: «دعای امیرالمؤمنین که با شرح آن به قلم حاج ملاّ محمدجعفر کبودر آهنگی در کتاب کوچک جیبی طبع شده است.»
