
جلسه ۱۲
السفر الأول و هو الذي من الخلق إلى الحق في النظر إلى طبيعة الوجود و عوارضه الذاتية المسلك الأول في المعارف التي يحتاج إليها الإنسان في جميع العلوم المقدمة في تعريف الفلسفة و تقسيمها الأولي و غايتها و شرفها
جلسه ۱۲
4شما در اینجا نشستهاید و به عکسی که در مقابلتان هست نگاه میکنید. این عکس از افرادی که در این عکس هستند و از خصوصیات مجلسی که در این عکس است و از یک سری مسائل دیگری حکایت میکند. حالا مثلاً این عکس مربوط به پنجاه سال پیش است، ولی شما که پنجاه سالتان نیست، بلکه شما سی یا چهل سالتان است و در آنجا حضور نداشتهاید؛ اما شما میگویید: «لباسی که این افراد پوشیدهاند دلیل بر این است که آنموقع فصل زمستان بوده است، کیفیّتی که اینها نشستهاند دلیل بر این است که مجلس صمیمانهای بوده است، نحوۀ جلوسی که اینها با هم داشتهاند حکایت از این میکند که ارتباط اینها با همدیگر خیلی زیاد بوده است، خصوصیاتی که در آن مجلس هست حکایت از این میکند که این مجلس مربوط به یک شخص وضیع یا یک شخص غنی و ثروتمندی بوده است.» چگونه به این مطالب پی بردید؟ شما نشستهاید و در این عکس تفکر و تأمل میکنید و از آثار و علائم، به مطالبی پی میبرید که داخل عکس نیست. ارتباط اینها را داخل عکس ننوشته است، بلکه در عکس فقط میبینید که با هم میخندند. این را که آنموقع فصل زمستان بوده است، در داخل عکس ننوشته است، فقط چون لباس گرم پوشیدهاند، شما پی میبرید که آنموقع فصل زمستان و سرما بوده است. بین شما و بین این عکس هیچ ارتباطی نیست! به این نمیگویند «حکمت عینی و قلبی»، بلکه میگویند «حکمت نظری».
حکمت نظری یعنی صرف انتقاش نفس به یک سری نقوشی که از تصوّرات و تصدیقات نسبت به یک سری مسائل نفسالأمریه حکایت میکند؛ حالا این تصوّرات و تصدیقات، یا مطابق با نفسالأمر است و یا مخالف با نفسالأمر است.
در اینجا «علیٰ حَسَب الطاقةِ البشریّة» است؛ یعنی انسان در تصوّرات و تصدیقاتی که نسبت به نفسالأمر و حقایق جدای از خودش دارد، به مقدار آن طاقتی که از نقطهنظر رسیدن به واقع و رسیدن به حقیقةالشیء اکتساب میکند، به همان مقدار از تصوّرات و تصدیقات و براهین نظام عالم هم اطلاع پیدا میکند.
