
جلسه ۱۲
السفر الأول و هو الذي من الخلق إلى الحق في النظر إلى طبيعة الوجود و عوارضه الذاتية المسلك الأول في المعارف التي يحتاج إليها الإنسان في جميع العلوم المقدمة في تعريف الفلسفة و تقسيمها الأولي و غايتها و شرفها
جلسه ۱۲
3این مطلبی که خدمتتان عرض میکنم بهخاطر بعضی از مسائل و تردیدهایی است که در متن وجود دارد. حکمت عبارت است از تحوّل و تغییر و تبدل جوهری و تغییر ماهوی حقیقت انسان به یک حقیقت دیگر که وقتی به آن حقیقت میرسد، با حقیقت نظام هستی عینیّت پیدا میکند. تا بهحال دوئیّت برقرار بود، غیریّت برقرار بود، نفاق برقرار بود و دوری برقرار بود؛ ولی الآن نهتنها انسان در خود منزل میآید و نهتنها جزء منزل میشود، بلکه عین منزل میشود و عین آن بوستان میشود، عین آن درختها میشود و عین آن حیواناتی میشود که در اینجا هستند، عین اشجار میشود، عین انهار میشود، عین زمین میشود و عین سماء میشود. این را میگویند حکمت.
آنوقت این حکمت موجب میشود که انسان وجود خودش را در کلّ آنچه در عالم هستی از مجردات و غیر مجردات وجود دارد و همچنین در هر عالمی از عوالم هستی که تحقق دارد، احساس کند. بنابراین صورتی از آن عالم در وجود انسان واقع میشود، منتها نه صورت نقشی و رَقشی، بلکه یک صورت عینی از آن عالم؛ کأنّه وقتی انسان از آن عالم خبر میدهد، از وجود خودش خبر میدهد، نهاینکه نگاه میکند و خبر میدهد.
الآن که شما در اینجا نشستهاید، اگر از شما بپرسند: «آقا، در آنطرف منزل چه خبر است؟» پنجره را باز میکنید و چشمتان را به آن اطاقهایی میاندازید که در آنطرف است و آنجا را نشان میدهید و میگویید: «آقا، در آنطرف دو تا اطاق، یک مطبخ، یک ایوان، فرش، دیوار، آجر و امثالذلک است.» ولی آیا خودتان آجر هستید؟ خودتان آنطرف هستید؟ خودتان شیشه و در و پنجره هستید؟ نیستید؛ فقط نشستهاید و خبر میدهید. به این کار نمیگویند «حکمت»، بلکه میگویند «علوم نظری».
نقد تعریف مؤلف
در این عبارت مرحوم صدرالمتألهین و همچنین در بیان مرحوم حاجی خلط شده است، و خلجانی که در عباراتشان وجود دارد حکایت از این قضیه میکند. اینها بین جنبۀ تصوّری و تصدیقی علمی و بین جنبۀ تبدل جوهری خلط کردهاند. به این کار نمیگویند «حکمت»، بلکه میگویند «حکایت».
