
جلسه ۱۲
السفر الأول و هو الذي من الخلق إلى الحق في النظر إلى طبيعة الوجود و عوارضه الذاتية المسلك الأول في المعارف التي يحتاج إليها الإنسان في جميع العلوم المقدمة في تعريف الفلسفة و تقسيمها الأولي و غايتها و شرفها
جلسه ۱۲
10حالا منبابمثال اگر آن حالت طفولیّت بهطور دقیق ـ با اینکه مشکل است ـ در نظرتان باشد و حالت الآنتان را هم احساس کنید که در چه افقی هستید، آنموقع علم حضوری را کاملاً ادراک میکنید. این تحوّلی که بهواسطۀ مرور زمان و بهواسطۀ تجربیات در شما پیدا شده است، یک دگرگونی در شما ایجاد کرده است که اسم آن را علم حضوری میگذاریم. از آن دگرگونی، آثار و عوارض و بروزات و ظهورات نشئت میگیرد.
اگر یک بچۀ دو ساله در این اطاق بیاید و دو تا پشتک هم بزند، کسی به او نمیخندد، چون میگویند که بچه است! اما منبابمثال اگر شما در یک مجلس عمومی سه تا پشتک بزنید، میگویند که دیوانه است! شما نمیتوانید بگویید: «من بچۀ دو ساله هستم!» اگر بچۀ دو ساله پشتک بزند، کسی با او کاری ندارد چون بچه است. این کار که هیچ؛ اگر بدتر از این هم کاری انجام بدهد، میگویند که بچه است! اما اگر شما حتی در ابرو و چشمتان کمی تغییر بدهید، جلب توجه میکنید. این بهجهت این است که الآن شما در یک موقعیّت حضور و علم حضوری قرار گرفتهاید که علم حضوری شما با علم حضوری طفولیّت تفاوت پیدا کرده است. به مقتضای این علم حضوری، آثار و ظهورات و بروزات شما با طفولیّت تفاوت پیدا میکند و توقعات مردم با انسان تنظیم میشود. همۀ اینها بهخاطر علم حضوری و بهخاطر آن چیزی است که انسان بدون اینکه بیان کند، در وجود خودش احساس میکند. لذا اگر از شما سؤال کنند: «آقا، چرا شما اینکار را نمیکنید؟» میگویید: «آیا من اینکار را بکنم؟!» چون خواهینخواهی شما چیزهایی در خودتان میبینید و احساس میکنید، و بهواسطۀ آن احساس میگویید: «من اینکار را انجام نمیدهم!» این میشود علم حضوری.
تلمیذ: در همین مثال اولی که فرمودید، انسان وقتی گرسنگی را درک میکند، گرسنگی غیر انسان است و با انسان فرق میکند و غیریّت در اینجا است، اگرچه به تعیّن و عدم تعین باشد؛ ولی اگر بخواهیم برای خداوند علم حضوری را فرض کنیم، باید یک علم بالاتر از علم حضوری باشد، یعنی اینجا عینیّت اشیاء است.
