جلسه ۱۱
9این مسائل برای کسی است که چهار سفرش را رفته است و همه را هم روی طاقچه گذاشته است، همۀ کتابها و... را هم روی طاقچه گذاشته است! این مسائل برای پیغمبر هم پیش میآمد و همۀ اینها برای عبور از مراتب است. اینها حالات عجیب و دقیقی است که حدّ یقفی ندارد. شما نگاه بکنید ببینید چه خبر است!
یکی مثلاً به شیخ ابوالحسن خرقانی نگاه میکند که سوار شیر شده است و آن شیر رام شده است و میگوید: «بهبه، این شخص قاب قوسین را هم طی کرده است و دیگر کارش تمام است!» خب یک مرتاض هندی هم سوار فیلش میشود؛ حالا او سوار شیرش شده است، فیل که بزرگتر است! این چه فضیلتی است؟
انبیای گذشته و مقربین دارای مراتب بودند؛ یعنی برای پیغمبر حالات و درجات و موقعیّتی است که حضرت موسی اصلاً نمیتواند به آنها برسد و اصلاً به فکرش هم نمیرسد تا بخواهد راجع به آن فکر کند یا نکند!
این رسیدن به سفر اول است.
سفر دوم
سفر دوم، سفر من الحق فی الحق بالحق است؛ یعنی نَشوِ آن از حق است، سیرش در حق است و مآلش هم حق است، یعنی هم ابتدائش حق است و هم انتهایش؛ همانطور که در دعا هم داریم: «یا مَن لا یَفِرُّ مِنهُ إلّا إلَیه!»1 یعنی فرار از خدا است و بهسوی خدا است؛ یعنی خدا در هر دو طرف هست، هم از خدا فرار میکند و هم بهسوی خدا فرار میکند؛ یعنی انسان از قضاء خدا بهسوی قدَر خدا فرار میکند،2 و هر دوی اینها خارج از دایرۀ وجود نیست، یعنی غیر وجود نیست. در این سفر ادراک تعیّنات اولیۀ وجود مطلق است که بروز و ظهورش بهواسطۀ اسماء و صفات کلّیه است؛ مانند بروز وجود در صفت قهر، بروز و اظهار وجود در صفت جمال، بروز وجود در صفت علم و امثالذلک. البته همانطوریکه دیروز عرض کردیم، در اینجا نظراتی هم داریم.3
بر وفق این سفر، مرحوم صدرالمتألهین قسمت دوم از اسفار را به بحث «الهیات بالمعنی الأخص» اختصاص دادند که عبارت است از صفات جلالیه و جمالیه، مثل علم و قدرت و حیات، و عوارض و خصوصیات و لوازمی که بر این بحثها مترتب میشود.
- نهج البلاغة (صبحی صالح)، ص ٦٦: «و فِرّوا إلَی اللَه مِن اللَه»؛
غرر الحکم، ص ٣٢٢: «... و لا ملجأ لک منه إلّا الیه»؛
الإقبال، ج ٢، ص ٥٦: «سُبحانَ مَن لا مَنجا مِنهُ إلّا إِلَیه.» - التوحید، شیخ صدوق، ص ٣٦٩:
«عن الأصبغ بنِ نُباتةَ قال: إنّ أمیرالمؤمنینَ علیه السّلام عَدَلَ مِن عندِ حائِطٍ مائِلٍ إلیٰ حائِطٍ آخَرَ، فقیلَ له: یا أمیرالمؤمنینَ، أ تَفِرُّ مِن قضاءِ اللَهِ؟! فقالَ: ”أفِرُّ مِن قضاءِ اللَهِ إلیٰ قَدَرِ اللَهِ عزّوجلّ.“» - رجوع شود به ص ٢٥٢.
- نهج البلاغة (صبحی صالح)، ص ٦٦: «و فِرّوا إلَی اللَه مِن اللَه»؛

