جلسه ۱۱
10این اوصاف جمالیۀ کلیهای که در این سفر دوم از اسفار نظری و تفکری و عقلی بیان میشود، تعیّنات این اوصاف در سفر چهارم است که عبارت است از «سیر در خلق».
سفر سوم
سفر سوم که سفر من الحقّ إلَی الخلق بالحقّ است، عبارت است از تغییر ماهوی و جوهری که بهواسطۀ اندکاک انّیت در انّیت پروردگار برای سالک پیدا میشود و بهواسطۀ این جهت، قابلیّت مقام رجوع به حق را پیدا میکند و صفات و اسماء الهیه در نفسش ظهور پیدا میکند و همراه با خلق، پایین میآید و به عالم کثرت تنازل پیدا میکند و کثرت برای او پیدا میشود و ادراک کثرات و مقام جمعالجمعی برای او پیدا میشود که البته در این سفر، خصوصیات و حالات و صفات نفس و معاد و بازگشتش، برای انسان منکشف میشود.
سفر چهارم
سفر چهارمی که برای سالک بعد از نزول من الحقّ إلَی الخلق بالحقّ پیدا میشود عبارت است از سیر من الحق فی الخلق بالحق؛ یعنی او در ناحیۀ خلق دارد سیر میکند، منتها همهاش از ناحیۀ حق است. این سفر ـ همانطوریکه عرض کردم ـ لا یتناهیٰ است و مشاهدۀ صفات جمال و جلال پروردگار در تمام تعیّنات جزئیه و کلّیه است و آخرین مرتبۀ کمالیه برای انسان است؛ لذا اسفار در اینجا تمام میشود.
این سفر چهارم، تعیّنات اوصاف جمالیه و جلالیه است، که خود آن اوصاف جمالیۀ کلیه در سفر دوم از اسفار نظری و تفکری و عقلی بیان میشود.
الأسفار الأربعة
و اعلم أنّ للسّلاک من العرفاء و الأولیاء أسفارًا أربعة:
أحدها السفرُ من الخلق إلی الحق؛
و ثانیها السّفرُ بالحقّ فی الحقّ؛
و السفرُ الثالثُ یقابل الأوّلَ، لأنّه من الحقّ إلی الخلق بالحقّ؛
و الرابعُ یقابل الثانی من وجهٍ، لأنّه بالحقّ فی الخلق.
«[و بدان که برای سالکین از عرفا و اولیا] چهار سفر است:
سفر اول، سفر از خلق به حق است؛
سفر دوم، سفر بالحق در حق است؛
سفر سوم، مقابل اول است، چون از حق به خلق است، منتها با حق، یعنی حق با او است؛

