جلسه ۱۰
4البته منظور از ریاضات این نیست که انسان فقط بنشیند و تصوّر کند که با ذکر و نماز شب خالص میشود؛ بلکه برای از بین بردن آن ملکات رذیله باید در زندگی خود اقدام کند و اصلاً باید این حال را به انحاء مختلف در خودش بهوجود بیاورد و محقق کند. این یکی از راههای از بین بردن این حالات و ملکات است.
شخصی بود که فکرش اینطور بود که میخواست کاری کند که استاد را به عصبانیّت و خشم دربیاورد و چنین انگیزهای بهوجود بیاورد تا استاد در جلوی انظار به او پرخاش و اهانت کند و او را تنبیه کند. البته نمیخواهم بگویم کار او درست بود، بلکه نفس این عمل غلط است، بهخاطر اینکه خود استاد میفهمد که در هر جایی چهکار کند و نیازی به این کار او ندارد. این طرز فکر، همین طرز فکری است که عرض کردم که انسان باید در زمینۀ از بین بردن رذائل و تعلقات و آنچه سدّ طریق انمحاء و فناء است، اقدام کند.
بزرگان اینطور بودند و فقط به انتظار این نمینشستند که عنایت و حالت و تصرّفی بشود تا این رذائل و تعلقات از بین برود، بلکه خود آنها بر این مسئله مُقدِم بودند. البته راه دارد و نباید بیگدار به آب زد، چون گاهی اوقات بهجای ﴿شَغَلَتۡنَآ﴾، شَدُرُسنا میشود!
اینها افرادی هستند که راهنرفته سالکاند، یعنی خود به خود به همان مسائل و نتایجی رسیدهاند و میرسند و دارای آن حالتی هستند که یک سالک میخواهد با سلوک علمی و عملی خودش به آن نتایج برسد.
بنابراین در سلوک عملیِ من الخلق إلی الحق، هیچ راه و مرحلهای پیموده نمیشود إلاّ اینکه آن پرده و دیواری که موجب میشود انسان خودش را از حقیقت وجود و هستی جدا احساس کند، برداشته شود؛ وإلاّ انسان راهی نمیرود.
سیر اول عبارت است از ادراک هستی محض، ادراک حقیقت محض، ادراک عدم انانیّت استقلالی، ادراک عدم تشخّص صفات و اسماء و افعال بالإستقلال، و به عبارت دیگر: رؤیت وُحدانی افعال و صفات و اسماء، در عمل و فعل واحد و صفت واحد و اسم واحد، و رؤیت وُحدانی یک حقیقت واحد که ما اسم آن را «حقیقت وجود» میگذاریم. پس اگر انسان جنبۀ تحقق وجود خودش را در وجود مطلق بیابد، سیر اول تمام شده است.

