جلسه ۹
9آن حقیقت نورانی پیغمبر اکرم دارای مراتبی است؛ یعنی وقتی که آن ولایت و وجود نورانی پیغمبر میخواهد همینطور تبدیل بشود تا وجود مادی بشود، باید سنخیّت داشته باشد، لذا پیغمبر واسطه درست میکند و آن واسطه، واسطه درست میکند و همینطور....
وجود نورانی پیغمبر اکرم تنها تعین ذات حق
تلمیذ: اگر حذف واسطهها در اینجا جایز باشد و همۀ واسطهها را به پیغمبر نسبت بدهیم، پس خود پیغمبر را هم حذف کنیم و به خدا نسبت بدهیم.
استاد: فرقی نمیکند، این اشکال ندارد؛ منتها صحبت در تعیّن است، یعنی غیر از پیغمبر اکرم دیگر تعیّنی وجود ندارد؛ وإلاّ [اگر همۀ واسطهها را حذف کنیم و به خدا نسبت بدهیم] آنجا دیگر مقام ذات است و واسطه اصلاً معنا ندارد.
تلمیذ: یعنی میفرمایید که این تعیّن پیغمبر اطلاق زیادتری دارد، و این تعیّناتی که همه حکم واسطه را دارند باید اطلاقشان همینطور کم بشود، کم بشود، تا اینکه به تعیّنی برسند که دیگر خیلی محدود است؟
استاد: درست است؛ ولی صحبت ما در این است که در مقام ذات اصلاً خلق و رب و... معنا ندارد. آن مقام، مقام هوهویّت است. بحث ما در عالم کثرت است، یعنی آنجایی که کثرت میخواهد بهوجود بیاید و علیّت و معلولیّت و خالقیّت و مخلوقیّت میخواهد مفهوم پیدا بکند. همۀ این کثرات زیر چتر پیغمبر اکرم است؛ یعنی آن اولین تعیّن و اولین معلول و اولین مخلوق و اولین علت برای بقیه، ولایت و وجود نورانی پیغمبر اکرم است که واسطه است و خودش واسطه ایجاد میکند و در مرحلۀ پایین میآید، و آن واسطه هم واسطه ایجاد میکند تا به اینجا میرسد؛ پس آن وجود نورانی پیغمبر اکرم در تمام این سلسله مراتب وجود دارد، نهاینکه جدا بشود. عرض کرده بودم که مرحلۀ علت در خود معلول وجود دارد، منتها بهنحو ضعیفتر، یعنی علت در مقام ذات خودش قویتر از تجلی او در مرحلۀ مادون خودش است؛ همانطور که این مطلب در نفس انسان هم عرض شد. مسئله اینطور است، نهاینکه علت جدا بشود: ما درست کردیم، خداحافظ! بقیه را خودتان میدانید چهکار میخواهید بکنید! نه، پیغمبر که درست میکند خودش هم با او میآید.

