جلسه ۹
4آیا این واسطه مثل شخصی است که یک کیسه در دست او است و ما نمیدانیم که در این کیسه چیست، و او در کیسه را باز میکند و دست میکند و یک مشت برنج درمیآورد و اینجا میگذارد و یک مشت برنج هم درمیآورد و آنجا میگذارد؟! این واسطۀ در اثبات میشود. آیا پیغمبر هم اینطوری است؟ اگر پیغمبر اینطوری بود دیگر واسطه نبود، دیگر به او فیض اول نمیگفتند، دیگر به او نقطۀ ربی گفته نمیشد!
اینکه پیغمبر واسطه است معنایش این است که خداوند متعال وقتی که میخواهد خودش را از مرحلۀ احدیّت به مرحلۀ واحدیّت دربیاورد، اولین حرکتی که انجام میدهد و اولین فعلی که از او سر میزند این است که مقام ربط بین احدیّت و واحدیّت را در اینجا ایجاد میکند؛ یعنی آن وجود نازلۀ خود را به ظهور واسطۀ بین احدیّت و واحدیّت درمیآورد. بعد دوباره میخواهد از این واسطه، باقی آنچه را در نیّت دارد، به مرحلۀ بروز و ظهور برساند. البته همۀ این تعبیراتی که ما میآوریم برای روشن شدن مطلب برای خودمان است، وإلاّ آنچه که در نیّت دارد و... اصلاً در آنجا نیست، آنجا مقام نیّت نیست، آنجا فقط مشیّت محض است، ولی حالا ما اینطوری میگوییم.
تبیین کیفیت ظهور حق در مراتب متکثر
اگر ما بخواهیم تعبیری در اینجا بیاوریم تا مطلب نزدیک شود، آن تعبیر به این نحو بیان میشود: شما یک عمل را در نیّت دارید و میخواهید آن را انجام بدهید و میخواهد آن عمل از مقام ذات ـ که مقام نفستان است ـ در عالم خارج ظهور و بروز پیدا بکند. اولین چیزی که از شما سر میزند ارادۀ برای تحقق نفس آن عمل خارجی است. آن اراده واسطۀ در اثبات یا واسطۀ در ثبوت تفصیلی ـ نه ثبوت اجمالی ـ میشود. اگر این ارادۀ شما نبود، عمل هم در خارج نبود. بود یا نبود؟ نبود دیگر! پس آن ارادۀ شما اولین حرکت نفس به سمت بروز و ظهورش است، که نفس میخواهد از خودش یک إعمال کند.

