جلسه ۹
2بسم اللَه الرّحمٰن الرّحیم
الحمدُ لِلّه ربِّ العالمینَ
و الصلاةُ علیٰ خیرة اللَه المُنتجبینَ محمّدٍ وَ آله الطّاهرینَ
و اللّعنةُ علیٰ أعدائهم أجمعینَ
بحثی که باقی ماند، کیفیت اسفار اربعه بود. این عبارت «اسفار اربعه» قبل از صدرالمتألهین بهعنوان «اربع» نیامده بود؛ البته قبل از ایشان هم ذکر کرده بودند و در عبارات محییالدین و ملاّ عبدالرّزاق و دیگران هم بود،1 منتها بهعنوان اسفار اربعه که آن را به این کیفیت و به این نحوه ترتیب بدهند، نیامده بود.
حضرت پیامبر اکرم اولین تعین ذات باری تعالیٰ
در عبارت محییالدین ـ همانطور که قبلاً عرض شد ـ دربارۀ پیغمبر اکرم صلّی اللَه علیه و آله و سلّم دارد:
اللَهمّ أفِض صِلَةَ صَلوَاتِکَ و سلامَةَ تسلیماتِکَ علیٰ أوّلِ التّعَیُّناتِ المفاضةِ منَ العَماءِ الرّبّانیّ، و آخِرِ التّنزّلاتِ المُضافةِ إلَی النّوعِ الإنسانیّ.2
ایشان در اینجا دو مرحلۀ وجهالرّبی و وجهالخلقی این نشئه را در وجود پیغمبر اکرم ترسیم میکند. وجود پیغمبر اکرم از نظر وجهالرّبی اولین تعیّن است، که همان مقام واحدیّت است.
تجلی سایر ظهورات وجود از وجود نورانی پیغمبر اکرم
ایشان بعد از این، عبارتی میآورد بهعنوان:
نقطة الوحدة بین قَوسَیِ الأحدیة و الواحدیّة؛3 «او نقطۀ وحدت بین این دو قوس است.»
ما میدانیم که بهواسطۀ نقطه است که خط ترسیم میشود و بعد از خط، سطح ترسیم میشود و بعد از آن، جسم تعلیمی؛ لذا به وزان حقیقت تکوینی اشیاء، جهت تمثیل اعتباری حسّی، نقطه را برای اشاره به جنبۀ ربطی بین خلق و خالق و بین رب و مربوب انتخاب کردهاند. آن جهت ربطی عبارت است از آن نقطهای که راسم خط است و راسم سطح است و همینطور میتواند راسم جسم تعلیمی باشد.
پس آن حقیقتی که تکوّن همۀ عوالم از عالم ذات به پایین، بهواسطۀ آن حقیقت محقق میشود، وجود نورانی پیغمبر اکرم است و بهواسطۀ این وجود است که تمامی اشیاء از مقام اجمال به مقام تفصیل درمیآیند؛ یعنی از آن مقام هوهویّت ذاتیه که لا إسم و لا رسم است بیرون میآیند و دارای تعیّنات و دارای حدود میشوند، بعضی از آنها بهصورت ملائکه و مجرد میشوند، بعضی از آنها بهصورت عقل و مجرد میشوند و بعضی از آنها بهصورت ملائکۀ مادون میشوند، و بعد در عالم ملکوت، حقایق اشیاء و ثبوت آن اشیاء ایجاد میشود و بعد در عالم برزخ، جنبۀ مثالی آن اشیاء صورت میپذیرد و بعد در اینجا میآیند که نشئۀ دنیوی اشیاء است. آن وجود و آن حقیقتی که موجب میشود که تمام اشیاء از مرحلۀ اجمال بیرون بیایند و در مرحلۀ تفصیل ـ که آخرین مرتبۀ آن در انسان، تعلق به بدن است ـ تکوّن پیدا کنند، وجود پیغمبر اکرم است.
- مجموعة رسائل ابنعربی، الإسفار عن نتایج الأسفار، ص ٣؛ المقدمات من کتاب نصّ النصوص، سید حیدر آملی، ص ٢٦٨؛ اصطلاحات الصّوفیة، ملاّ عبدالرّزاق کاشانی، ص ٣٦؛ شرح منازل السائرین، کاشانی، ص ٢٢ ـ ٣٢.
- صلوات کبیره (نسخه خطی)، ابنعربی، ص ١٦١؛ مجموعة رسائل ابنعربی، توجّهات الحروف، ج ١، ص ٦٥٤. امام شناسی، ج ١٦ و ١٧، ص ٢٤١: «بار پروردگارا، بهطور سرشار بریز صلوات و تحیّات و درودهای متّصلۀ خودت را، و پاکترین و خالصترین سلامها و اکرامهای خودت را بر اوّلین تعیّناتی که از مقام عَماءِ ربّانی (خفاء و پنهانی صرف و اندماج محض) بهطور سرشار فرو ریخته است، و بر آخرین مراتب تنزّل و پستی ماهوی که بهسوی نوع انسانی انتساب پیدا کرده است!»
- صلوات کبیره (نسخه خطی)، ابنعربی، ص ١٦١.

