جلسه ۸
5یا منبابمثال وقتی ما از مرحلۀ امکان ذاتی اشیاء بحث میکنیم که جوهرۀ ذات همۀ اشیاء ما سویاللَه استدعای امکان ذاتی میکند و بهلحاظ امکان ذاتی خود جلب فیض از مبدأ فیاض میکند، یک عارف هم که چشمش به حقایق امور باز شده است و مسائل را از دید شهود و از دید باطن دارد نگاه میکند، همین مسئله را میبیند و استغنای ذاتی برای هیچ چیز نمیبیند و در همهچیز فقر احساس میکند و همه چیز را «هو» میبیند. فقر یعنی نبود، یعنی هیچچیزی.
یا منبابمثال وقتی که ما برای مبدأ وجود اثبات واجبالوجود میکنیم و او را غنیّ بالذات از همۀ مسائل میدانیم و این مسئله را برهاناً به منصّۀ ظهور میآوریم و برهان صدیقین و سایر ادلۀ مثبته برای واجبالوجود و وحدت واجبالوجود میآوریم، یک عارف کامل هم همین را میبیند که ما میگوییم.
یا منبابمثال وقتی که ما از مرحلۀ علّیت و کیفیّت صدور معلول از علت بحث میکنیم و اثبات میکنیم که معلول چیزی نیست جز علت در مرحلۀ نازل، عارف هم همین را میبیند.
تمام مباحثی که ما در این چهار جلد اسفار (که حالا به نه جلد تبدیل شده است) مطرح میکنیم متعالی است؛ یعنی بنا بر اعتقاد مرحوم صدرالمتألهین، مافوق آن دیگر علوّی معنا ندارد. البته خود ایشان در اینجا اعتراف کرده است که بالأخره بشر است و ذهن بشری دارد ﴿وَفَوۡقَ كُلِّ ذِي عِلۡمٍ عَلِيمٞ﴾.1 ولی در هر صورت بر طبق آنچه ایشان میفرمایند، عقل ما حکم میکند که نفسالأمر هم باید منطبق بر همینی باشد که ما در اینجا پایۀ برهانی برای آن قرار میدهیم؛ لذا این حکمت، حکمت متعالیه شده است. بنابراین از آنجایی که کلّ نظام و عالم وجود در مقام نشر ـ نه در مقام لفّ ـ و در مقام قدر ـ نه در مقام قضاء ـ به چهار دور و حرکت برمیگردد، ما اسم این چهار دور و حرکت را اسفار اربعه گذاشتهایم.
عالم لفّ و عالم نشر
- سوره یوسف (١٢) آیه ٧٦.

