جلسه ۸
4علت نامگذاری کتاب به اسم «حکمت متعالیه»
و اما مرحوم صدرالمتألهین در اینجا به این مطلب اشاره میفرمایند:
از آنجایی که این حکمت، حکمت متعالیه نامیده شده است، نه فقط جنبۀ مشّائی در این حکمت لحاظ شده است که صرفاً عقل و بحث و نظر صرف بشود و نه فقط جنبۀ إشراقی لحاظ شده است که صرفاً استمداد از ذوق و کشف و شهود باشد و نه فقط مسائل مربوط به شرع و وحی است که آن یک جنبۀ حقیقتی است که قبلاً عرض شد؛1 یعنی اینطور نیست که اینها در اینجا نادیده گرفته شدهاند.
ایشان این حکمت را بین مسائل مختلفه جمع کردهاند؛ از جهت نظری، از مسائل نظری فلسفی در اینجا بحث شده است و از نظر کشفی و شهودی، مکاشفات و شهودات و الهامات و واردات قلبیه در این حکمت مورد استشهاد قرار گرفته است و همینطور از نظر انطباق حقایق شرعیه و نقلیه با مسائل واقعی و نفسالأمری، در اینجا از شرع و از آیات قرآن و از کلمات و احادیث پیغمبر و از روایات مورد استشهاد و تأیید قرار گرفته است. از این نقطهنظر، اسم این حکمت متعالیه شد؛ یعنی از نظر علو و مرتبت شأن در مرتبۀ بالاتر قرار دارد، مرتبهای که دیگر فوق آن مرتبهای نیست.
مرحوم صدرالمتألهین در این کتاب به این جهت اشاره دارند که ما آنچه برای یک سالک نظری، از نظر سیر نظری و سیر عقلی برای آن مراتب شهود موجود است در اینجا بیان کردیم.
این مراتب نظری قطعاً با مراتب عملی و با مراتب شهودی قابل تطبیق است. منبابمثال وقتی که ما در مسئلۀ اصالت وجود بحث نظری میکنیم، یک سالک عملی و یک عارف، این مسئله را بالوجدان مشاهده میکند. وقتی که ما در مسئلۀ وحدت وجود بحث میکنیم و میگوییم که بیش از یک وجود واحد در عالم حاکم نیست، و مسئلۀ اشتراک در وجود را از بین میبریم و وحدت حقّه و مفهومی و مصداقی وجود را در اینجا مورد برهان قرار میدهیم، یک عارف هم که چشم او باز شده است، غیر از آنچه ما میگوییم نمیبیند و آنچه ما در اینجا مورد برهان قرار میدهیم عارف هم آن را میبیند. این میشود حکمت متعالیه.
- رجوع شود به ص ١٢٨.

