جلسه ۸
14این مسئله عین قضیۀ امیرالمؤمنین و مالک اشتر است. البته من روایات و خبرش را دیدهام، منتها اینطور تعریف میکنند که در صفین، در لیلةالهریر، امیرالمؤمنین ٥٠١ نفر را زد و کشت و مالک اشتر هم ٥٠٠تا. فردا به همدیگر رسیدند، گفت: «یا علی چقدر زدی؟» حضرت فرمود: «٥٠١تا» گفت: «من فقط یکی از تو کمتر زدهام!» البته نه به این لحن، منتها به این مضمون. حضرت فرمود: «من به هفتاد پشت او نگاه میکردم، اگر یکی از آنها مسلمان درمیآمد از زیر شمشیر ردش میکردم؛ اما تو همه را درو میکردی و جلو میآمدی!»1 حالا آن علی کجا و مالک اشتر کجا! آن علی تا هفتاد پشت او را نگاه میکند! امیرالمؤمنین دروغ نمیگوید! یعنی با آن جنبۀ احاطۀ ولایی که دارد، تمام وجود را تا قیامت دارد میبیند که از این چه و چه و چه بهوجود میآید، نوهاش چه میشود، نتیجۀ نوهاش چه خواهد شد و.... یعنی تمام شعوبات و شاخهها را از اینطرف و از آنطرف، همه را دارد نگاه میکند و مصالح را میبیند که چه مصالحی بر این کشتن مترتب است، یا اگر این شخص بماند نوۀ دهمی او چهکاری انجام میدهد؛ همه را میبیند! یعنی کلّ وجود را در مشت خودش دارد مشاهده میکند، بعد میبیند که صلاح به کدام است، به ابقای این شخص است یا به افنای او است؛ هر کدام بود، همان را انجام میدهد. اما مالک اشتر بدون توجه به اینها فقط جلو میرود.
البته لا یخفی اینکه امیرالمؤمنین علیه السّلام این کلام را بر حسب استعداد مالک اشتر فرمود؛ اما اگر ما جای مالک اشتر بودیم به حضرت عرض میکردیم: آن کسی را هم که ما داریم میزنیم و میکشیم، شما داری نگاه میکنی و رد میکنی یا میزنی! واقعیت این است که آن کسی که در معرض برای زدن قرار میگیرد و آن کسی که پرت میشود یا از زیر دست در میرود، حضرت او را در معرض قرار میدهد یا رد میکند. حالا لابد چون مالک دیگر بیش از این دیگر قدرت نداشت و نمیدانست، حضرت اینطور برای او بیان کردند؛ وإلاّ کلّ حرکات و سکناتی که دارد انجام میگیرد، از زیر ولایت حضرت دارد رد میشود.
- رجوع شود به ارشاد القلوب، ترجمه رضائی، ج ٢، ص ١٩، تعلیقه، با قدری اختلاف.

