جلسه ۸
12سفر چهارم علامه طهرانی
گاهی اوقات شما نگاه میکنید و میبینید که بعضی از عرفا در سیر من الحق فی الخلق بالحق خود اینقدر میایستند که اصلاً نمیتوانند حرکت کنند! من یک وقت یادم است که حدود دو سه ساعت بود که من حال آقا را زیر نظر داشتم. ماههای تابستان بود و ما رختخواب ایشان را کنار حیاط، پیش باغچه میانداختیم. این باغچه هم گلهای متفاوتی داشت، منجمله اطلسی که خیلی بوی خوبی دارد. ایشان همانجا مطالعۀشان را میکردند و بعد هم همانجا میخوابیدند. من یک دفعه دیدم که ایشان همینطور بدون اینکه کاری بکنند، دارند به این گلها نگاه میکنند، بعد رفتم و حدود دو سه ساعتی طول کشید و دوباره آمدم. ایشان گفتند: «من مدتی است که دارم در این اطلسی فکر میکنم و هنوز فکرم به جایی نرسیده است!» من خودم یادم است که ایشان مدت زیادی، مثلاً از اول غروب یا حوالی آن داشتند به همین یک اطلسی نگاه میکردند که این یک گل چه میکند! بعد عبارت ایشان این بود: «فعلاً تا به اینجا رسیدهام که از یک تخم اطلسی میتواند کلّ عالم وجود تشکیل بشود!» از یک تخم اطلسی! کلّ عالم وجود میتواند از یک تخم اطلسی تشکیل بشود و بهوجود بیاید! و میفرمایند: «فعلاً تا اینجا رسیدهام!»
تفاوت نحوۀ تربیت اولیای الهی بهواسطۀ اختلاف در سفر چهارم
این سیر چهارم، یعنی سیر من الحق فی الخلق بالحق یک سیر عجیبی است که برای عرفائی که از مقام فناء مراجعه کردهاند و حالا دارند آثار جمالیه را به تفصیل میبینند، خیلی عجیب است.
آن عارفی که از نظر سیر چهارم در مرتبۀ وسیعتری میباشد بهتر میتواند تربیت کند، بهتر میتواند راه ببرد، بهتر به زوایای امور اطلاع دارد، بهتر از خصوصیّات و مسائل و گوشهها خبر دارد و بهتر میتواند موانع را تشخیص بدهد. همۀ اینها برای این سیر چهارم است؛ وإلاّ سیر من الحق إلی الخلق که لازمۀ برای تربیت است و تا آن نباشد اصلاً تربیتی نیست! عارف در این سیر چهارم قابل برای تربیت کردن میشود.

